رفع تکلیف... [به بهانه توقیف روزنامه شرق]

پینوشت: شاید شما هم در بچگیتان حرکت صف مورچهها را دیده باشید. یادش بهخیر؛ شاید هم مثل این وبلاگصاحاب چندبار از روی کتاب دنیای مورچگان موریس مترلینگ برای درس علوم مجبور شده بودید گزارش و مقاله تهیه کنید. اما انگار اهمیت مورچهها برای ما فقط همینقدر بود. همینقدر که در بچگی بهشان خیره میشدیم و کمی که بزرگتر شدیم، زندگیشان را برای معلم علوم توضیح بدهیم. بچه بودم که این را فهمیدم. یک روز صبح با یک حبه قند در دستم رفتم به صفشان سر بزنم که دیدم سر جایشان نیستند. نه از صف مرتبشان خبری بود، نه از آن یک ذره شنی که کنار قرنیز جمع شده بود. فقط چندتایشان باقی مانده بودند که کنار سوراخ کوچکی که همان جای شنها پایین دیوار بود، اینور و آنور میرفتند. پراکنده و سرگردان بودند. میرفتند و برمیگشتند. زیاد طول نکشید تا بفهمم چه اتفاقی افتاده. آنور آشپزخانه مادرم ایستاده بود و با لوله جاروبرقی در دستش و یکقوطی پیفپاف در دست دیگرش. مورچهها را جارو کرده بود و میخواست در سوراخشان هم پیفپاف اسپری کند تا دیگر سروکلهشان پیدا نشود. مادرم میگفت مورچهها آشپزخانه را کثیف میکنند. نمیفهمیدم چه کثیف کردنی از این کوچولوها برمیآید. بخاطر همین از کار مادرم تعجب کردم و با همان زبان بچگی تهدید کردم که کار خطرناکی کرده چون آنها به خدا میگویند [شبیه همان شکایت معروف از سلیمان به خدا] آنزمان مادرم حسابی به حرفم خندید... اما الان که فکر میکنم میبینم من هم اگر جای مادرم بودم شاید مورچهها را جارو میکردم. با اینکه ضرر کمی دارند اما به هر حال همان یک ذره ضرر را که دارند. بعد از آن مادرم همیشه مورچهها را جارو میکرد اما تا وقتی که آن مِلک را کوبیدیم [نوسازی کردیم:کژتابیهای ذهنوزبان این وبلاگصاحاب] شر مورچهها از سرش کم نشد. هرجا پیفپاف میزد، مورچهها از جای دیگری در میآمدند...
جهتاطلاع: روزنامه شرق را بهخاطر کارتونی که روز 3/ مهرماه/1391 در صفحه آخر منتشر کرده به مصداق توهین به مقدسات نظام [دفاعمقدس] توقیف کردهاند. کارتون اثر طبع دوست عزیزم هادی حیدری است. همان که در پست قبل کار کردم (بار دیگر از اینجا ببینید). هرچند خودم هم میتوانستم حدس بزنم چنین آینده محتومی را در انتظار دارد. آنچه گفتنیست را رحمانیان [مدیرمسئول شرق] و خود حیدری در یادداشتهایی بازنشر شده دادهاند [از اینجا و اینجا و اینجا و اینجا بخوانید]؛ صاحباینقلم اما در این فقره معتقدست «شرق» باید توقیف میشد و چه انگی و برچسبی بهتر از این. حضرات؛ ما که برایتان همچنان در حد خسوخاشاکایم و ابعادمان در حد مورچه؛ اما بین خودمان بماند این گله همیشگی مادرم بود و همچنان هست:«خانه قدیمی ما همیشه مورچه داشت!» استاد در باب اول گلستان میفرمایند: زیر پایت گر بدانی حال مور/ همچو حال توست اندر پای پیل! [در این فقره به جای پیل یا فیل میشود گذاشت عموسام: توضیح واضحات وبلاگصاحاب]
توضیح واضحات کارتون: بازداشت فرزندان هاشمی، بازداشت جوانفکر، توقیف روزنامه شرق، بستن گوگل، تهدید اسرائیل به آغاز جنگجهانی سوم و پیشدستی در آغاز حمله، قیمت سکه و دلار، چاپ یک کارتون دیگر در مجله کارتون اسپانیایی الجویس ... این حبابه چرا نمیترکه عالیجناب کینو؟!