مدرسه، تنها یادگار یک زندگی .... .

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

نیکول فریدنی، پیش کسوت عکاسی طبیعت در بستر بیماری است

برای شفایش دعا کنیم

 


  ملحفه زرد رنگ ، تختی فلزی، چند لوله سرم واکسیژن و دستگاه های اندازه گیری فشار در گوشه ای از بخش مراقبت های ویژه سهم مردی است که شصت سال از زندگی خود را صرف عکاسی در استودیویی به اندازه ۱۶۴۸۰۰۰ کیلومترمربعی خاک
 ایران کرده است.نیکول فریدنی، عکاس با سابقه طبیعت روز دوشنبه ۱۹ شهریور به علت بیماری ذات الریه به بیمارستان آپادانای تهران منتقل شد.منیر سلطانی، همسر جوان این عکاس ۷۲ ساله، طاقت نمی آورد که فرد دیگری جز خودش از پیرمرد پرستاری کند. او تا یک روز پیش از آن که نیکول در بیمارستان بستری شود از او در منزل نگهداری می کرد.منیر، عکاسی را از نیکول آموخته و حالا که همسرش در بستر بیماری است، گاهی در کنار تخت او راه می رود، گاه آرام با نیکول صحبت می کند و آن گاه که بغض امانش نمی دهد اشک نمی ریزد، بلکه به دوربین پناه می برد و از او عکس می گیرد.اکنون نیکول نه به خاطر سرماخوردگی بلکه به گفته همسرش به این دلیل که قدرت بلع غذا را نداشته، به عفونت ریه دچار شده است چراکه غذا به اشتباه وارد ریه او شده است.نیکول فریدنی، عکاسی طبیعت است و ۶۰ سال از زندگی ۷۲ ساله اش را با عکاسی گذرانده، این عکاس طبیعت مرد سفر است چه سوار بر فولکس در ۳۰ سال پیش چه با بلیزر در ۱۵ سال گذشته یا حتی موتور برای گذر از راه های صعب العبور.حتی امروز که در بستر بیماری است قدرت در چشم ها و نگاه نافذش موج می زند بیماری توان او را کم کرده اما پس از آنکه هوشیاری خود را باز یافته با حرکات چشم جواب پرستار و آشنایانش را می دهد.او با همین چشم ها سال های سال، جای جای ایران را عکاسی کرده و برای تقدیر از  ۶۰ سال زحمات نیکول فریدنی ،نوزدهم اردیبهشت امسال در خانه هنرمندان ایران از او تقدیر شد .  نیکول فریدنی آرشیوی غنی با موضوعات مستند، طبیعت، معماری و مردم شناسی گردهم آورده،که در این میان، مهمترین سرفصل کارنامه او، همان «عکاسی طبیعت» است که شهرتش را از آن رهگذر دارد.سلطانی می گوید: «۵۰ درصد از عکس ها مردم شناسی است، عکس های قدیمی و ‏لباس هایی که دیگر وجود ندارد اما هیچ وقت عکاسی ژورنالیستی نکرده و به کارهای سیاسی علاقه ای نشان نداده است.»عکس های نیکول بهانه آشنایی آنهاست: «من در حقیقت شاگرد او نبودم، قبل از آشنایی با نیکول کار می کردم و درس می خواندم، می خواستم در کنار این دو کار دیگری هم داشته باشم. یکی از دوستانم که در یک آژانس عکس مشغول به کار بود به من اطلاع داد که آقای فریدنی می خواهد آرشیوش را ‏درست کند. قرار شد که من آن آرشیو را برایش درست کنم.»می خندد و ادامه می دهد: «ساماندهی آرشیو هنوز به پایان نرسیده اما من سال ها است که با او زندگی می کنم.»آرشیو نیکول بسیار غنی است اما به گفته منیر سلطانی با وجود همه تلاش های ۱۳ ساله او، نگهداری از این عکس ها بسیار دشوار است: «تنها ‏کاری که من می توانم برایش بکنم نگهداری از عکس ها و راه اندازی بنیاد نیکول است. امیدوارم منزل نیکول را به مدرسه تبدیل کنم. حفاظت از آثار، دیگر برای ما سخت شده است، امکان فنی نگهداری عکس ها را نداریم. هر اشتباهی ممکن است چندین سند تاریخی را از بین ببرد.»منیر، زمانی را به یاد می آورد که ‏برای انجام یک عمل جراحی چند روز خانه را ترک کرده اند؛ لوله فاضلاب همسایه نشت کرد و تعدادی از عکسها را از بین برده است: «نیکول تنها کاری ‏که کرد از اتاق خارج شد، دست به صورت گرفت و آنچنان که یکی از عزیزانش مرده باشد گریست. در این سیزده سال تنها یک بار ‏گریه او را دیدم ، نیکول آنقدر صبور است که حتی هنگام مرگ مادرش کسی گریه اش را ندید. از نظر او، مرگ حق است و مرگ عزیزان را می توان پذیرفت ‏اما سهل انگاری را نمی شود.»




  قدیمی ترین عکس های او به دهه ۳۰ باز می گردد. او آن قدر برای عکس هایی که می گرفت ارزش قایل بود که برای آنکه آنگونه که می خواهد به عکاسی بپردازد و وقتش را صرف هنرش کند، از وزارت نفت استعفا داد.با وجود اين، پس از دهه ها فعالیت،
 او تنها توانسته یک کتاب دو جلدی از آثارش را چاپ کند. تا پیش از این، عکسهای او فقط در چند سر رسید چاپ شده اند به همین دلیل است که به جز معدودی از حرفه ای های عکاسی، کمتر کسی او را می شناسد.نیکول با وجود آنکه سال ها به بیماری پارکینسون مبتلا بود تا چهار ماه پیش عکاسی می کرد و آرشیو او پر است از عکس های ایران و افغانستان؛ سرزمین مورد علاقه او. تنها راه امرار معاش خانواده فریدنی همین عکس هاست.گاه خریدار خارجی برای خرید آرشیو نیکول پا پیش گذاشته و گاهی هم سازمان میراث فرهنگی، اما منیر عکس ها را به هر کسی نمی فروشد، می گوید: «اگر کسی قدر  و فرق این آرشیو و تفاوت آن با دیگر آرشیوها را بداند بیش از حد تصور ‏روی آنها سرمایه گذاری می کند، عکس ها را به هر کسی نمی فروشم، اما اگر بدانم عکس ها را کسی می خرد که ارزش واقعی آنها را می داند آنها را به او می سپارم، اما ما حتی به سازمان میراث فرهنگی هم اعتماد نداریم. نمی دانیم که آیا عکس ها را به درستی نگه می دارند یا نه؟ به همین دلیل است که می خواهم خودم آنها را نگه دارم و بنیاد نیکول را درست ‏کنم.»‏اما بعد از بستری شدن نیکول اوضاع کمی فرق کرده است، هزینه های بیمارستان فریدنی را احمد مسجدجامعی، وزیر ارشاد سابق و عضو شورای شهر تهران پرداخت کرده است. او عکس‌های تهران و آستان قدس رضوی این آرشیو را نیز خریداری خواهد کرد. از طرفی شهرداری تهران هم پیشنهاد خرید آرشیو عکس های او را داده است.یکی از بزرگترین آرزوهای منیر آن است که منزل نیکول که به نوعی نگارخانه نیکول نیز هست را به مدرسه تبدیل کند و از مسجدجامعی قول همکاری گرفته تا مدرسه ای به نام او برای ترویج هنر عکاسی تاسیس شود.گویا میانجی گری مسجد جامعی دل منیر را آرام کرده است. حالا دیگر، او می خواهد با رایزنی های مسجد جامعی تعدادی از آثار نیکول را به سازمان میراث فرهنگی بفروشد.نیکول همچنان عاشق عکاسی سیاه و سفید است و روزگارش این روزها به همان رنگ خاکستری است که در لابه لای خطوط تیره و روشن عکسهایش دیده می شود؛ سرطان تمام وجودش را گرفته اما منیر امیدوار است تا او را با سلامتی به خانه ببرد.

 

اطلاعیه شب نیکول فریدنی که در خانه هنرمندان ایران برگزار شد

 

 

 

 

يادآوري خاطره مخاطره اي است اغواگر !!!!!!!!!!!!!!!! در کنار فرا رسیدن روز انتقام ........

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

Germany retains World Cup

 

 

Germany celebrate Birgit Prinz's goal during the World Cup final

 

آلمان با شکست 2 بر 0  برزیل قهرمان جام جهانی فوتبال شد .

برای تماشای عکس های این مسابقه لینک زیر را  کلیک کنید

 

http://www.fifa.com/womenworldcup/teams/team=1882879/photolist.html

 

 

Germany 2-0 Brazil: Marta is denied by German keeper Nadine Angerer in the opening half of the Women's World Cup final

 

برای خواندن مطلب بعدیابتدا باید این چند بیت را بخوانید 

 

اگر این آسمان عاشق نبودی / نبودی سینه او را صفایی

اگر خورشید هم عاشق نبودی / نبودی در جمال او صفایی

زمین و کوه گر نه عاشقستی / برستی از دل خود آن گیاهی

اگر در راه عشق آگه نبودی / قراری داشتی آخر به جایی

 

بگذار هنر جهان را ويران كند !!!!

 

از كرامات شيخ ما اين است  / شيره را خورد و گفت شيرين است

 

   همه ما روزانه در معرضهزاران پيام تبليغاتي قرار مي گيريم . اما آيا مي توانيم حتي ١٣ نمونه از آنهايي را كه امروز ديده ايم را به خاطر بياوريم ؟!!!!!! به احتمال زياد چنين نيست و دليل آن به نحوه اي است كه ذهن مان را آموزش داده ايم تا غير از مفهوم كاملا ضروري پيام ، هر چيز ديگري را تصفيه كرده و كنار بگذارد . با اين حال جاي تاسف دارد كه ما به اين موارد بي توجه هستيم ، حتي اگر اين انتقال پيام جذاب باشد .  

تصوير زير معروف به نقشه خرس بزرگ

نقشه خطوط متروي زيرزميني لندن است كه به اسم هنرمندان و هنر پيشگان است

اثر Simon Petterson  - UK – 1992

 

http://www.simonpattersonart.com