کلمه الله هی العلیا

آورده اند بلاغره خاتونی بلاغت می کرد اندر باب فن طبخ و هنر آشپزی. دائم اندر رموز این کار تحریر کردی و تفصیل نوشتی واز اطعمه و اشربه و تنقلات و فواکه و خورشت و چاشت و لذایذ تعریف کردی و عکس و تشریحات گرفتی و به بلاغ و فرفرگاه و چهره کتاب گذاشتی و دل و دهان خلایق را آب کردی و چند جا را همزمان سوزاندی به هکذا . خلایق مر شوی را گفتند:خوشا و خنکا که چنین خاتون به سرا داری که از هر انگشتش هنرها ریزش کردی و قادر به تهیه چنین ماکولات است و طباخه کامل و خورشگری ماهر باشد. مرد آهی کشید و گفت٬ یاران خدای را نمک بر قلب ریش مپاشید که جگر خون است و دل حسرتمند. سبب پرسیدند. گفت من خود بی هنر مردی باشم که در طبخ مرغانه و استوار کردن خاگینه ای هم عاجز باشم و دست یمینم بر دست یسار بانگ زند٬ غلط زیادی مکن . از سویی خاتون عمر را در پای رایانه و گلگشت و تفحص در انترنت و تقریر وبلاگات گذراند و وقت جهت طبخ ندارد و از این میان مرا سهم همان تماشای عکس خوراک باشد و مرا قوت پاره ای نان سیاه و کاسه ماست و حسرتی و آهی... (بیت شاهد) معلمت همه شوخی و دلبری آموخت/جفا و ناز وعتاب وستمگری آموخت // مگر دهان تو آموخت تنگی از دل من/ وجود من ز میان تو لاغری آموخت !!
پی نوشت : حکایت بالا که خود قصه ای دارد مجزا . داستانی شنیدیم از ولایت چین و ماچین (مرتبط با تصویر) باشد که در آینده ای نه چندان دور (بعد از جشنواره چهارم طنز مکتوب) حکمتش را تقریر نمائیم اما قرض از نگاشتن این پست بیشتر و بیش تر یکی از شریف دوستان ما با نام عالیجناب میمو هستند که از عنفوان شباب با هم عوالم داشته و داریم . چندانکه چند هفته ای است بلاگری را آغازیده اند، ما بر سبیل کنکاش و فال نیک رخ همچو قمرشان گرفته ایم این حرکت عالیجناب را . چندآنکه می فرماید : خال مه رویان سیاه و دانه فلفل سیاه / هر دو دلسوزند اما این کجا و آن کجا (نظر بر آن تصویری که از خود تقریر نمودند و یکی یکدانه خال هم در معیت حضرتشان خودنمایی می کند ) . لاجرم بر ما معلوم نشده که ایشان خود قصد جدایی داشتند یا طرف !! که اینگونه فعل فرموده اند (یک نما از تارنمای ایشان را در پایین صفحه می بینید و محتمل حظ وافر می برید !!). به فصل خرما پزان و برداشت گندم که در بلاگ ایشان تفرج کنی همه گلگشت است و ذکات العلم . کذا که ایشان دامن خود به غیر آلوده نکرده علمی نویسی پیشه فرموده و انجلیزی می نگارند . حفظه الله برهانه . البت گزیز زدن هم گاهی در دستور کار ایشان قرار گرفته و از دوستان و انصار خاصه می نویسند ... گرچه در این مقال ذکرش علتش نمی گنجد !! بروید و خود سیاحتشان کنید !! میمو را از اینجا ببینید و بر ایشان رحمت و بر ما درود فرستید از باب این آشنایی ؛ انشالله تعالی به فرموده شیخ اجل(ره) که می فرماید : چه دانند مردم که در جامه کیست // نویسنده داند که در نامه چیست ؟! حق از نیت ما و یار دیرین (جناب میمو) و حضرت خودشان بدون حضور آن چنگک به دست واقف اند که ما نیت سوئی نداریم !!

