تبليغاتX
pillar

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

در طول ایام تعطیلات نوروزی ، بارها طرفداران با منزل ثمین باغچه بان و همسر وفادارش اولین تماس می گرفتند و بوق ممتد ، تماس ایشان را بی پاسخ می گذاشت ....... .

تقدیم به این بزرگمرد موسیقی ارکسترال ایرانی ..... ثمین باغچه بان 

 

 

چه بگويم ؟ سخني نيست

 

  ثمین باغچه بان آهنگساز، مولف و مترجم ایرانی بر اثر عارضه قلبی در استانبول ترکیه درگذشت . مرگ او ۲۹ اسفندماه ۱۳۸۶ و در سن ۸۰ سالگی در تعطیلات نوروزی اتفاق افتاد و همین مساله باعث شد که خبر فوت او تا کنون منتشر نشود . ثمین به همراه همسر آوازخوان و اهل موسیقی خود اولین و فرزندش کاوه در استانبول زندگی می کرد .{ و کدام بچه ای را سراغ دارید که آلبوم رنگین کمان را نشناسد . ... یادمه کلاس سوم دبستان این آلبوم رنگین کمون را هدیه شاگرد اولی گرفتم .... یک کاست هم از آلیس دارم که خواهر زاده خدابیامرز ویگن هست و چند تا از کارهایی که او  در کودکی برای تلوزیون ایران خوانده بود از آهنگ های ثمین بود .... به واقع ؛ ثمین باغچه بان در فراموشی اهالی موسیقی و در افسردگی حاد درگذشت ؛ یادش گرامی باد که دیگر بی او دیگر نوروزها در راه نیستند !!!!! }

روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید

با سپاس

سیدعمادالدین قرشی

فروردین 1387 خورشیدی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت 20:5 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

جمله ای از من خطاب به مهران مدیری عزیزم که امسال هم مثل همیشه گل کاشت :

مرد که گریه نمی کنه ... اتفاقا سرش را با افتخار بالا می گیره!!!!!!

 

  تا حالا به معنی شخصیت به این سبک فکر نکرده بودم ؛ نمی دانستم به چه کسی باید گفت باشخصیت و به چه کسی بی شخصیت . اصلا شاید نمی دانستم شخصیت یعنی چه که تازه بدانم بعضی ها دارند و بعضی ها ندارند . مثالی که می خواهم بزنم مربوط به سریال نوروزی مهران مدیری عزیز است ، که با عنوان مرد هزار چهره از تلوزیون پخش شد ..... . من با تماشای این برنامه ، بخش هایی از فکر آدم ها در مورد  مقوله شخصیت را فهمیدم . حتما آن قسمت هایی از سریال را همه دیده اید که مسعود شصت چی یا همان مهران مدیری در دادگاه حضور داشت و از خودش در مقابل اتهامات وارده دفاع می کرد .... . دفاع ، از اینکه سعی می کرد با کسی درگیر نشود ، با کسی دعوا نکند یا به خاطر اینکه زورش کم بود یا اینکه مثلا در مقابل پدر زنش یا دیگران به ترسویی متهم نشود ، از طرف همه به نوعی به مجرم بودن و بی شخصیتی متهم می شد و ما هم به این واقعه می خندیدیم . بله ، انگار فهمیدم که برای بعضی از مردم شخصیت یعنی قاطع بودن { شاید برعکس اش بشود سیب زمینی نبودن و برای سیب زمینی نبودن می شود هر چیز دیگری بود } ؛ فهمیدم که شخصیت عبارت است از انسانی که در همه اتفاقات پیش رو در زندگی ، تصمیمات محکم ، صریح و قاطعی می گیرد ، مانند دفاع از حق خود به هر طریق ممکن { صرف نظر از اینکه واقعا حق باشد یا نه } ، فهمیدم که شخصیت یعنی تشخیص به موقع و درست در مورد گفتن کلمات قاطع ، محکم ، صریح و نگه نداشتن آن در دل و دادن جوابی دندان شکن به طرف مقابل { که به آن ناسزا یا فحش می گویند }، هوش و ذکاوت زیاد { که به آن سیاست یا دورویی یا به طور کلی زرنگی می گویند } ، بهره بردن از انرژی درونی و خدادادی عضلات { همان زور بازو } ، توانایی قضاوت صریح و سریع و هوشمندانه در مورد دیگران { تیز بودن } و .... اما نکته مهم برای من این بود که بعد از اینکه کاشف به عمل آوردم که شخصیت یعنی چه ، دیدم که ای دل غافل ، پس من بویی از شخصیت نبرده ام ، شاید چون مغزم قفل می کند وقتی می خواهم در مورد حق خودم و دیگران قاطعانه حرف بزنم ، چون تشخیص خوب و بد بودن آدم ها برایم سخت است ، چون وقتی با کسی حرف می زنم و در مورد چیزی اظهار نظر می کنم بعدش یک ساعت باید فکر کنم در مورد چیز هایی که گفته ام ؛ اینکه آن حرف ها واقعا درست بود یا نه ، چون وقتی کسی در کوچه یا خیابان این شهر چپ چپ نگاهم می کند به سفره کردن شکمش نمی اندیشم . چون در حیرتم در مورد روابط بین آدم ها که هر لحظه ، رنگ به رنگ و جور دیگری است . فکر می کنم مهران مدیری عزیز حرف خودش را امسال هم زد { حالا اگر این حرف زدن به قیمت شکایت بسیاری از نهاد ها و اشخاص حقیقی و حقوقی و سانسور و .... تمام بشود  حتما حاشیه های مربوط به سانسور این سریال را دنبال کنید و بد نیست یک سرچ با عنوان مرد هزار چهره در موتورهای جستجو داشته باشید تا منظور من را بهتر درک کنید ..... توی این مملکت فقط زورمان به خودمان می رسد } ..... کم کم حالم دارد بد می شود ، از خودم ، از این من بی شخصیت و ..... .. . 

  

اطلاعات کافی در مورد سریال مرد هزار چهره

 این خلاصه داستان و نقد را حتما بخوانید :

  نقل داستان جدید مهران مدیری کارگردان معروف طنز پرداز ایرانی در ایام نوروزی درباره مردی ساده است که از داستان معروف  پخمه  ( نوشته عزیز نسین نویسنده و طنزنویس فقید ترک) برداشت شده است . شخصیت اصلی داستان با نام  مسعود شصت چی  مردی ساده است که بنا به جبر روزگار در جای افراد مختلف خودش را جا می زند از دکتر گرفته تا پلیس ، اما آنچه سریال مهران مدیری را پر سر صدا کرد قرار گرفتن مسعود به جای سرهنگی است که دستور می دهد مردم خیابان را برای برقراری امنیت بگیرند تا جایی که حتی پیر زنان نیز در امان نیستنند . اینجا بود که موجی اؤ اعتراضات رخ داد . بسیاری گفتند مهران مدیری با حرکت انقلابی آن هم در تلویزیون دولتی ایران ، طرح پر جنجال امنیت اجتماعی را به مسخره گرفته است . کمی نمی گذرد که مسعود خود را به جای شاعری روشنفکر جا می زند و با دانشجویان چپ تا شاعر و روشنفکر دم خور می شود در اینجاست که این بار مدیری به جرم به طنز کشیدن بخشی از جامعه روشنفکری ایران دوباره مورد توجه شدید و موج جدید قرار می گیرد که این بار لحن انتقادی دارد . چند تکه کلام و از جمله ، سخن معروف او در دادگاه که من هر استعدادی نداشته باشم ، جو گیر هستم  از مواردی است که آن را استعارهای از جامعه ایران می خوانند .

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 16 فروردین1387 و ساعت 19:3 |