تبليغاتX
pillar

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

قدر خودش را نمی داند ، نادانی از این بیشتر

امام علی (ع) نهج البلاغه

 

  نه هیچ اتفاق عجیبی برای اعتقادات ما نیفتاده است . نه ما تصمیم گرفته ایم آدم سر به راه و درستی شویم ، نه بچه ها یک دفعه اهل نماز و روزه شده اند . همه این چیزهایی که می بینید ، عمرش 10 روز است . 10 روز محرم . 10 روز برای اینکه کم نیاوریم ، می رویم مسجد و نماز سر وقت می خوانیم . 10 روز ، هر روز زیارت عاشورا می خوانیم . بچه ها 10 روز لباس های عجیب و غریب شان را می گذارند کنار و مثل آدم لباس می پوشند . روی ماشین ها پلاکارد یا حسین (ع) می زنند و صدای نوحه ضبط ماشین شان ، گوش خلایق را کر نمی کند . پاتوقشان می شود تکیه جوانان محل و دنبال ضبط و اکو و روضه خوان می روند . البته بساط چای هم به راه است .... . هر شب توی یکی از تکیه ها شام می خورند . مراقبند زنجیر زنی شان از زنجیر زنی بچه های محل های دیگر سنگین تر باشد و سر علم کشی ، کل می گذارند . به محض اینکه این 10 روز می گذرد ، همین که پرچم های سیاه را برداشتند ، همین که عاشورا گذشت ، همین که راه افتادن دنبال دسته و چشم چرانی و بلوتوث و اس ام اس تمام شد ، همین که نوار نوحه و روضه جمع شد ، یک نفس راحت می کشیم :

 

خدایا را شکر ؛ تاسوعا و عاشورای امسال هم گذشت و ما عزاداری کردیم

 

  بله فراموش شده است . تمام حرکات ما در ماه محرم ، یک چیزی کم دارد . عنصر حیاتی که بدون آن دسته و نوحه و تکیه تبدیل می شود به نمایشی برای متاثر کردن دیگران . به جایی بهتر برای وقت گذرانی . ما خود امام حسین(ع) را فراموش کرده ایم . اماممان شده است علم و کتل . اماممان شده است روضه و عزاداری . اماممان مثل همه چیزهای دیگرمان تاریخ مصرف دارد ، از روز اول محرم تا روز دهم . تبدیل شده ایم به یکی از آن شخصیت های آبکی سریال های عاشورایی که پای دیگ غذا ی عاشورا ؛ عاشق می شوند و خواستگاری می کنند و طلاق می دهند و خلاصه هر چیزی هست جز آنچه باید باشد . امام حسین(ع) مظلوم نیست . ما امام حسین(ع) را مظلومش می کنیم . با این همه ظلم که در حقش می کنیم . ما حسین(ع) را برای چند روز عزاداری مان می خواهیم و بعد می گزاریم کنار ، کنار همه چیزهایی کنار گذاشتنی دیگرمان . لباس عزای حسین(ع) را در می آوریم و آن وقت است که باید لباس عزای خودمان را بپوشیم .

  خوش به حال مادربزرگ . روحش شاد . {ایشان در روز تاسوعای حسینی (ع) به رحمت ایزدی رفتند } محرم که می آمد ، مادر بزرگ تغییر زیادی نمی کرد . فقط غمگین تر می شد و کمی هم عزا دارتر . لباس گل دار همیشگی اش را از تنش در می اورد و لباس مشکی می پوشید . رنگ و بوی حرف هایش هم محرمی می شد . مادربزرگ در دهه محرم ، هیچ چیزی به کارهای همیگی اش اضافه نمی شد . صبح زود بلند می شد . نمازش را می خواند و همانطور که زیر لب ذکر یا حسین(ع) می گفت ، چایی اش را دم می کرد . صبحانه را تدارک می دید ، بعد نوه های مهمانش را بیدار می کرد ، نوه هایی که گاهی با غرولند بیدار می شدند ، می بوسیدشان و بعد به شان آب نبات جایزه می داد . الان که فکر می کنم ، می بینم خوش به حال مادربزرگ که همیشه عاشورایی بود و امامش را در شادی و غم کنارش داشت . اصلا خوش به حال همه انهایی که اعتقاداتشان تاریخ مصرف ندارد و در طول سال ، حسینی (ع) هستند . خوش به حال آن هایی که از روی عادت ، عزاداری نمی کنند و می دانند که حسین (ع) در روز عاشورا چه کرده است و بد به حال ما !!!! .    

 

 

اعدام شاهنشاه  لويي شانزدهم در چنین روز و شبی


1793در سال 1793 ميلادي زندگي لويي شانزدهم ، آخرين پادشاه دوره اول سلسله بوربون‌هاي فرانسه در ساعت 10:30 بامداد پايان يافت.  در اين روز لويي شانزدهم پادشاه فرانسه به مرگ محكوم شد. او كه پس از مرگ لويي پانزدهم به سلطنت فرانسه رسيده بود پس از انقلاب فرانسه به دست انقلابيون گرفتارشد و به زندان افتاد.  در تعيين تكليف‌ او ميان دو حزب اعتداليون و چپ‌هاي تندرو و طرفداران انقلاب و اعدام شاه اختلاف افتاد. ژيراندون‌ها به حبس شاه و ژاكوبن‌ها به اعدام او رضايت داشتند.

 

لویی شانزدهم را از اینجا دنبال کنید

http://en.wikipedia.org/wiki/Louis_XVI_of_France

 

 

 

 

 امسال (2008 ميلادي) 50 سال از زمان ساخت علامتي که به عنوان سمبل صلح شناخته مي شود، مي گذرد و به همين مناسبت عده يي تصميم گرفته اند که اين سالگرد را در سراسر جهان جشن بگيرند. به همين منظور سايت happybirthdaypeace  اين امکان را براي افراد مختلف فراهم کرده است تا تصاويري را که با بهره گيري از اين سمبل ساخته اند، در اين سايت گردآوري کنند . در سايت  صلح، تولدت مبارک همچنين مي توانيد آثاري را که ديگران در اين باره خلق کرده اند، مشاهده کنيد

 

http://www.happybirthdaypeace.com

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 26 دی1386 و ساعت 15:4 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

روسیاهی به ذغال مانده ... چرایش را نمی دانم ، حکمت قدیمی هاست دیگر !!!

 

  یک چند وقتی است که شب ها خوب خوابم نمی برد ، اما خوشحالم . هر 2 یا 3 ساعت یکبار یکدفعه بی دلیل از خواب می پرم . همه جا ساکت است . می دانم خواب ندیدم ، تشنه یا گرسنه هم نیستم . اتفاقا سکوت دلنشینی هم حکم فرماست . ساکت ساکت ساکت . دوباره می خوابم و باز ساعت 5 یا 5.30 از خواب می پرم . این دفعه انگار یک فرقی دارد . چند لحظه که بیدار می مانم صدای اذان سحر بلند می شود . یک حس بخصوصی دارد این صدا با آن تم ضرب آهنگش . هنوز حکمتش را خوب نفهمیدم . این چند روزه که بیشتر روی این مسئله تامل کرده ام یاد آن حکایت شیرین از گلستان سعدی (ره) می افتم و حالا دلم آرام می گیرد . شیخ اجل می فرمایند :

  ياد دارم‌ كه‌ شبي‌ در كارواني‌ همه‌ شب‌ رفته‌ بودم‌، سحر در كنار بيشه‌اي‌ خفته ‌، شوريده‌اي‌ كه‌ در آن‌سفر همراه‌ ما بود نعره‌اي‌ برآورد و راه‌ بيابان‌ در پيش‌ گرفت‌ و يك‌ نفس‌ آرام‌ نيافت ‌، چون‌ روز شد گفتمش‌: آن‌ چه‌ حالت‌ بود؟ گفت‌: بلبلان‌ را ديدم‌ كه‌ به‌ نالش‌ در آمده‌ بودند از درخت‌ و كبكان‌ ازكوه‌  و غوكان‌ در آب‌  و بهايم‌ از بيشه‌ ، انديشه‌ كردم‌ كه‌ مروت‌ نباشد همه‌ در تسبيح‌  و من‌ به‌ غفلت‌ خفته ‌.

دوش‌ مرغي‌ به‌ صبح‌ مي‌ناليد / عقل‌ و صبرم‌ ببرد و طاقت‌ و هوش‌

يكي‌ از دوستان‌ مخلص‌ را / مگر آواز من‌ رسيد به‌ گوش‌

گفت‌ باور نداشتم‌ كه‌ ترا /  بانگ‌ مرغي‌ چنين‌ كند مدهوش

‌گفتم‌ اين‌ شرط آدميت‌ نيست‌ / مرغ‌ تسبيح‌گوي‌ و من‌ خاموش‌

 

  عزیزان ، هیچ دقت کردید وقتی به روزهای آخر دسامبر می رسیم همه از شوق و ذوق شب اول ژانویه به همدیگر مری کریسمس ، مری کریسمس و هپی نیو یر ، هپی نیو یر می گویند .... شب های چهارشنبه سوری خودمان یادتان رفته و ندیده اید چه ولوله ای راه می اندازد این عالیجناب حاجی فیروز ، ندیده اید بلبلان و قمری ها و شکوفه ها و ... چه کارها که نمی کنند . عزیزانم ، حکایت غریبی است ، حاشیه پردازی نمی کنم ، ماه محرم و به عبارت دیگر سال قمری 1429 آغاز شده ؛ اما ؛ ... اما خرابش کردند ، خرابش کردیم ..... 2 هفته قبل از محرم ، در ماه مبارک ذی الحجه ، عید عزیز و سعید ، قدیر خم بود .... . همین دیشب خبر دار شدم که یکی از بستگان خانم برادرم ، از مراسم حج به تهران بازگشتند ... فکرش را بکنید پیامبر (ص) چقدر خوش سلیقه بوده . چقر زیبا اندیش بود که آغاز سال قمری را متناسب با برگشتن حجاج تنظیم کرده بود . ....  اما قدر شناس نبودیم . لطفا نگویید به ما چه مربوط ، ما که نبودیم و .... چرا ؛ اتفاقا همه بودیم . همه در صحرای عرفات بودیم و حسین ابن علی (ع) هم مشغول خواندن دعای عرفه .... همه بودند از ترک و فارس و عرب و رومی و .... از هر رنگ و نژادی . همانجا فرمود که می خواهم دین را زنده کنم ، هر کس می خواهد با من باشد ، بر حق باشد ، ..... بسم الله ... .. . ولی اکثریت فقط نوک انگشت ها را بیشتر نمی دیدند و فقط 72 نفر این طور نبودند و خورشید را تماشا کردند . خیلی ها نشنیدند و نخواستند بشنوند و خواستند عید قمری را به کام همه ما تلخ کنند . اما خب ، هوش نوه جدا از پدر(ع) و مادرش(س) به پدربزرگش(ص) هم می رود ... . امام حسین(ع) هم مثل پدر(ع) و مادر (س) و جدش (ص) سید بود و سید زاده ، با هوش بود . ....  کاری کرد که ، نه که 1400 و اندی سال بلکه تا قیام قیامت تلخی این عید بر کام همه بنشیند و ذکاوتش را بر انسان های باهوش به یادگار گذاشت . بله عزیزانم ، حکایت غریبی است ، حاشیه پردازی نمی کنم ، به گفته اجداد فارسی زبان خودمان ؛ ... روسیاهی به ذغال مانده و بس .

 

عید قمری تان مبارک و ایام به کام انشالله

سیدعمادالدین قرشی

دیماه 1386 خورشیدی

 یک ترانه : لطفا با دقت به متن و موزیک این ترانه گوش کنید ، بی اختیار انسان را به یاد خیلی ها می اندازد . مخصوصا این ایام .  

 

ترانه ای یار من با صدای هایده از آلبوم ترانه سال

دانلود کنید :

http://www.4shared.com/file/34413710/832a4209/05_Ey_Yare_Man.html?dirPwdVerified=ce12edac

 

متن ترانه :

اي يار من اي يار من ، اي دلبرو دلدار من / اي محرم و غمخوار من ، اي دينو اي ايمان من
خوش مي روي در جان من ، اي درد تو درمان من/ چون ميروي بي من مرو ، اي جان جان بي تن مرو
هفت آسمان را بر درم ، واز هفت دريا بگذرم / اي شعله تابان من ، هم رهزني هم رهبري

هم اينسري هم آنسري ، اي نور بي پايان من / چون ميروي بي من مرو ، اي جان جان بي تن مرو

اي ديدن تو دين من ، اي روي تو ايمان من / اي هست تو پنهان شده ، در هستي پنهان من



 

 

 یک خبر :  

  چيستا يثربي، نويسنده و کارگردان تئاتر، اواخر وقت سه شنبه 18 دي به دليل بروز مشکلات حاد در دستگاه تنفسي در بيمارستان 502 ارتش بستري شد . يثربي به عنوان مشاور فيلمنامه و بازيگردان فيلم سينمايي دعوت با ابراهيم حاتمي کيا همکاري مي کند .

یک سایت : فرهنگ لغت 18 زبانه

 

همين حالا هم نياز به توضيح اضافي نيست. همان طور که در عنوان مطلب هم آمده ، سايت  از زباني به زبان ديگر  به آدرس www.langtolang.com يک فرهنگ لغت 18 زبانه است که در آن با وارد کردن يک کلمه و انتخاب زبان آن، مي توانيد معني لغت را به هر يک از همين 18 زبان دريافت کنيد . در عين حال الفباي تعدادي از اين زبان ها به همراه کاراکترهاي غيرمعمول در اين سايت موجود است . همچنين مي توانيد از طريق وارد کردن اي ميل تان در اين سايت هر روز لغتي را به همراه معاني آن دريافت کنيد .

http://www.langtolang.com

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 20 دی1386 و ساعت 13:20 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

قرص قرن

 

  بچه که بودم یکی از لذت هایم این بود که یواشکی به سراغ یخچال بروم و یکی از ان قرص های صورتی ترش مزه را بخورم . گاهی هم به زور می خواستم به مادرم ثابت کنم که تب دارم تا یکی دیگر از آن صورتی های خوشمزه نصیبم بشود .

  پانصد سال قبل از میلاد مسیح (ع) ، بقراط اولین کسی بود که آسپرین را به مریض هایش تجویز می کرد ، جوشانده ریشه یک گیاه که باعث می شد درد بیماران تسکین پیدا کند . 2300 سال بعد ، کمپانی آلمانی بایر پیشنهاد یک بیو شیمی دان را قبول کرد { تصویر بالا را ببینید } که داروی ضد دردی را تولید کند که از ریشه همان گیاه منشا گرفته بود .

 

 

دکتر فلیکس هافمن آن را روی پدرش امتحان کرده بود و درد رماتیسم پدر آرام شده بود . کمپانی هم که دنبال یک داروی مسکن بود ، این قرص ها را با نام تجاری آسپرین به بازار عرضه کرد و رقیب این دارو که کشف همین دکتر هافمن و ماده جدیدی به نام هروئین بود ، کنار گذاشته شد . و این ، شروع عصر جدیدی از مصرف دارو ها بود . آسپرین آنقدر معروف شد که بعدها به عنوان سرسلسله خانواده ای از داروهای ضد التهاب به حساب بیاید . کافکا و مارکزو دون کامیلو{ یک شخصیت داستانی معروف } در نوشته های خود آن را به دوستانشان معرفی و توصیه می کردند . اولین تبلیغ دارویی جهان به چند زبان زنده دنیا آن را تبلیغ کند ، کاشف مکانیسم تاثیر آن ، جایزه نوبل پزشکی بگیرد . به عنوان داروی ضد سکته قلبی مصرف شود  . اپیدمی وحشتناک آنفلوانزا در اروپا را کنترل کند و در کتاب رکوردهای گینس به عنوان پر فروش ترین داروی جهان ثبت شود . آسپرین با نیل آرمسترانگ به فضا رفت و هر سال حامی مالی کوهنوردانی می شود که به اورست می روند . آسپرین ، دارویی است که ملکه الیزابت دوم به خاطر ساخت آن از آلمان تشکر کرد . الان سالانه 50 هزار تن از آن تولید می شود . یعنی مقداری که با روی هم قرار دادن قرص ها می شود تا ماه رسید و دوباره به زمین برگشت .

 

آسپرین روی ویکی پدیا

http://en.wikipedia.org/wiki/Aspirin

 

 

و این ترانه  بسیار به جاست :

آهنگ به دیدارم بیا  از آلبوم پنجره {1376 }

با کلام هما میر افشار ،  با صدای معین ، آهنگسازی شماعی زاده و تنظیم  منوچهر چشم آذر

حالا دانلود کنید:

http://www.4shared.com/file/32114450/4bcaa564/TRACK04.html?dirPwdVerified=40842ec7

متن ترانه

به ديدارم بيا ماه دراومد / چراغ روشن راه در اومد
اگه شب شده مهتاب توي راهه / نشون ما دو تا فانوس راهه
بذار بخنده چشمات به نگاهم  / کتاب عاشقي توي نگاهه
عزيز من چشم انتظارم نذار / بيا و زندگي رو با خود بيار
با تو نفس کشيدن رو دوست دارم / هميشه با تو بودن رو دوست دارم
بيا که فصل پر پرواز من /  دوباره پر گشون رو دوست دارم
بسه ديگه مُردم از اين بي کسي / اين همه تنهايي و دلواپسي
دل واسه ديدار تو پر مي زنه / کاشکي بدوني که ندارم کسي

 

 

راستی شما این عزیز دل را می شناسید ؟!!!!!  داستان دارد !!!!!

بداهه نوازی اول آهنگ به دیدارم بیا شما را یاد ویلن نمی اندازه ....

 

  

سارا چنگ

موسیقیدان شگفت انگیز

 

   تقريبــا همــه موسيقيدانان معتقدند سارا چنگ، يك ويولنيست فوق‌العاده و شگفت‌انگيز است و آهنگ‌هايي كه او مي‌نوازد، بي‌نظيرترين موسيقي‌است كه تاكنون شنيده‌اند اما آنچه اين تعريف و تمجيدها را منحصربه‌فرد مي‌كند، اين است كه سارا تنها 27 سال دارد . او يك دختر دورگه چيني ـ آمريكايي است كه از كودكي نواختن ويولن را آموخته است. او در تولد 4 سالگي‌اش يك ويولن از پدرش هديه گرفت و در 5 سالگي در مدرسه موسيقي نيويورك ثبت‌نام كرد. اين مدرسه از بهترين مدارس موسيقي در جهان است و سارا اين شانس را داشت كه از اساتيد اين مدرسه، موسيقي بياموزد. او در 8 سالگي چنان پيشرفت كرد كه تك‌نواز ويولن گروه اصلي اركستر شد. او تاكنون اجراهاي متعددي در سرتاسر جهان داشته است و آلبوم‌هاي بي‌نظيري را منتشر كرده است. همه اجراهاي او با استقبال مردم روبه‌رو شده و تمام آلبوم‌هاي او فروش قابل‌ملاحظه‌اي داشته است. اساتيد او مي‌گويند ما چيز بيشتري براي ياددادن به سارا نداريم. او با خلاقيت خود، ويولن را به پرواز درمي‌آورد و موسيقي او روح را مي‌نوازد.

 

 

 

ساراچنگ . ویلونیست . روی ویکی پیدیا

http://en.wikipedia.org/wiki/Sarah_Chang

وب سایت سارا جان

http://www.pittsburghsymphony.org/pghsymph.nsf/bios/Sarah+Chang

یکی از سلوهای سارا عزیز را از اینجا تماشا کنید

http://youtube.com/watch?v=qOVwokQnV4M&feature=related


 


 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 15 دی1386 و ساعت 20:18 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

MERRY CHRISTMAS AND A HAPPY NEW YEAR !!!!!

 

به مناسبت این فرخنده ایام یکی از خاطرات شخصی ام را که فکر می کنم شاید برای شما عزیزان جالب باشد را  برایتان می نویسم ..... ؛ انشالله مبارک باشد .

 

  یک توضیح کوچک هم بدهم که جناب آقای دکتر منصور نیک خواه بهرامی استاد مهندسی مکانیک ، مترجم و مولف کتب مهندسی مکانیک مثل دینامیک برداری هستند و سال 1385 چهره ماندگار شناخته شدند ....  . همین طور من علاقه زیادی به بسکتبال دارم و دورادور این بازی را در لیگ ایران و NBA دنبال می کنم . اما اگر بخواهم در یک جمله شدت تاثرم را بیان کنم باید بگویم : خبر درگذشت آیدین و نامزدش ، همه  ما را  متاثر کرده .... استاد  { اشاره به دکتر منصور نیک خواه بهرامی ، استاد در دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی تهران } پسرشان را  از دست دادند و ملت ایران یک قهرمان را ...  ضمنا شخصی با نام : شاید 1 انسان مطرح کرده بودند : ... شما که سیدی و .... عیدی .... از آنجایی که در مرام همکیشان من همیشه نقد حساب می کنند و من بسته های فرهنگی هدیه می دهم سری بزنید به وبلاگ دیگر بنده diamond به آدرس ذکر شده و چند بسته دانلود کنید ... .

 

http://brillian.blogfa.com

 

 

عمادالدین ، خواب  و  ثریا

 

یار آن بود که صبر کند بر جفای یار / ترک رضای خویش کند در رضای یار

گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ / بیند خطای خویش و نبیند خطای یار

گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست / ما را بدر نمی رود از سر هوای یار

 

  مثلا خواب می بینم تویی و من . توی یک کنسرت ریستال پیانو هستیم  . با هم راه می رویم . خیلی همه جا آرام است . زیر پایمان زمین ، قدر چیزی که رویش راه می رویم ، سفت نیست . تو داری روبرو را نگاه می کنی و خنده ات ، هیج جا نمی رود . همش با من همراه است . من دارم تند تند برایت تعریف می کنم . کجا ، چطور ، چگونه ، چه خبر است ؟!! من چه کار کردم ؟!! دسته گل هایم را به خصوص ، اصلا خجالت نمی کشم . گاهی می ایستی ؛ رویت را می کنی به من ، خنده عمیق تری می کنی . شانس با من باشد ، دندان هایت را می بینم که خیلی قشنگ است و صورت ات را بی نظیر تر می کند . ...... . باز ، راه می افتی . تو می گویی فقط از موسیقی لذت ببر و بس ...... البته شب هایی هم هست که بالش از اشک سیر می شود . شب روزهایی که کلاغ ها خیلی غار غار کرده اند . توی فضایی دلنشین نشسته ای پشت یک پیانو . سرم روی پای توست . نشسته ام پایین پایت . تو هم ، آن دست های خوشگلت را گذاشته ای روی سرم . به هیچ کس هم ربط ندارد به تو چه می گویم و تو چقدر ؛ کلمه های قشنگ می گویی .... .

 

ما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیست / هم پیش یار گفته شود ماجرای یار

هر کس میان جمعی و سعدی و گوشه ای / بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار

 

 

و باز به مناسبت فرا رسیدن سال نوی میلادی ترانه زیبایی را برای دانلود برایتان می گذارم . امید که مفید افتد .....

 

ترانه Happy new year از آلبوم super trouper از گروه ABBA

 

متن ترانه :

 

No more champagne / And the fireworks are through /Here we are, me and you / Feeling lost and feeling blue / Its the end of the party / And the morning seems so grey / So unlike yesterday / Nows the time for us to say...

Happy new year / Happy new year / May we all have a vision now and then / Of a world where every neighbour is a friend / Happy new year / Happy new year / May we all have our hopes, our will to try / If we dont we might as well lay down and die / You and i

Sometimes I see / How the brave new world arrives / And I see how it thrives / In the ashes of our lives / Oh yes, man is a fool / And he thinks hell be okay / Dragging on, feet of clay / Never knowing hes astray / Keeps on going anyway...

 

حالا دانلود کنید :

http://www.4shared.com/file/33487374/92c142e2/06_-_Happy_New_Year.html?dirPwdVerified=40842ec7

 

 

ABBA with actor  From left-right : Andersson, Ulvaeus , Fältskog , Hughes, and Lyngstad

برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر وب سایت این گروه را ببینید :

http://www.abbasite.com/start

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت 18:58 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

مواظب خشت اول باشیم ....

یا به قول آیدین :

.... همه ی پولهایم را در جیب می گذارم !

 

خبر یک جمله بیشتر نیست :

 

آيدين نيكخواه بهرامي  بسكتباليست ملي پوش ايران، جمعه  بر اثر سانحه رانندگي چشم از جهان فرو بست.

 

 

پيكر آيدين نيكخواه بهرامي  بازيكن تيم ملي بسكتبال ايران ساعت ۹:۳۰ شنبه  از مجموعه ورزشي شهيد شيرودي تهران ، تشييع شد . پيكر بازيكن شايسته بسكتبال كشورمان با همكاري فدراسيون بسكتبال و باشگاه صباباتري و به دستور  علي كفاشيان  دبير كميته ملي المپيك  در قطعه قهرمانان و نام آوران بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شد.  آيدين نيكخواه بهرامي عضو تيم صباباتري ساعت ۴:۳۰بامداد (جمعه) همراه نامزد و يكي از دوستانش با خودروي شخصي خود عازم نوشهر بود كه در منطقه كمربندي نمك آبرود به نوشهر با برخورد به گاردريل كنار جاده دچار سانحه شد و به اتفاق نامزدش در دم جان سپردند . آيدين نيكخواه بهرامي  ۲۶ساله برادر  صمد نيكخواه بهرامي  از اعضاي تيم ملي بسكتبال كشورمان بود كه با قهرماني در مسابقات آسيايي ژاپن جواز حضور در بازي‌هاي المپيك پكن را به دست آورده بود. وي به همراه تيم بسكتبال صباباتري ديشب در قزوين مقابل تيم پرديس متحد اين شهر به ميدان رفته بود. نيكخواه بهرامي  از سن ۱۶سالگي تا كنون در تيم‌هاي بسكتبال نوجوانان، جوانان و تيم ملي حضور داشت و تابستان امسال به همراه تيم ملي در مسابقات جام ملت‌هاي ۲۰۰۷آسيا كه در ژاپن برگزار شد، توانست سهميه المپيك را براي بسكتبال كشورمان دريافت كند. آيدين در شش سال گذشته در عضويت تيم بسكتبال صبا باتري قرار داشت و با اين تيم به موفقيت‌هاي بزرگي از جمله قهرماني در ليگ برتر باشگاه‌هاي كشور و قهرماني در جام باشگاه‌هاي آسيا دست يافت .وي با عضويت در تيم ملي، عنوان نايب قهرماني در مسابقات "ويليام جونز " در تايوان را نيز كسب كرده بود.

 

صمد ، پدر و آیدین

 

سوالات یک خبرنگار در آغاز سال 1386 از آیدین

 

1- بهترین خاطره شما از عید نوروز چیست ؟ الان که خاطره خاصی یادم نیست .

2- مهم ترین اتفاقی که در سال 85 برای شما اتفاق افتاد چه بود ؟ بهترین خاطره ای که در سال 85 برایم اتفاق افتاد مقام سومی بازیهای آسیایی بود .

3- چند تا ساعت دارید ؟ مارک ساعت مچی که استفاده می کنید چیست و ارزش آن چقدر است؟ یک ؛ مارک ساعت من لانگوئینگ است. فیمت دقیق آن را نمی دانم چون کادو گرفتم ... فکر کنم 700 هزار تومان

4- وقتی با کسی وعده ملاقات دارید زودتر می رسید یا دیرتر ؟ سر تمرینات که خیلی دیر می رسم ولی وقتی با کسی وعده ملاقات دارم سر ساعت حاضر می شوم

5- معمولا در جیبتان چه مقدار پول می گذارید ؟ هر چه قدر که پول داشته باشم همان مقدار را در جیبم می گذارم !

6- بزرگترین آرزوی شما در سال 1386 چیست ؟ دوست دارم سهمیه ی المپیک را بار دیگر برای ایران بدست آوریم

 

 

 

راستی من هر چی فکر کردم زیبا تر از این چند بیت از کمال خجندی به نظر نرسید ..... یعنی بعد از شنیدن این خبر از زبانم جاری شد ....

 

ما را گُلی از روی تو چيدن نگذارند  /  چيدن چه خيالست که ديدن نگذارند

صد شربت شيرين ز لبت خسته دلانرا /  نزديک لب آرند و چشيدن نگذارند

گفتم شنود مژده دشنام تو گوشم /  آن نيز شنيدم که شنيدن نگذارند

زلف تو چه امکان کشيدن که رقيبان  /  سر در قدمت نيز کشيدن نگذارند

بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل  /  بر خاک بريزند و طپيدن نگذارند

دل شد ز تو صد پاره و فرياد که اين قوم  /  نعره زدن و جامه دريدن نگذارند

مگريز((کمال)) از سر زلفش که درين دام /  مرغی که در افتاد پريدن نگذارند

 

 

آيدين نیکخواه بهرامی، پسر خوب و مودب بسكتبال را با خنده‌هاي زيبايش و با پرتاب‌هاي ويرانگرش مي‌شناختيم و هم او بود كه با همت بالايش بزرگ‌ترين افتخارات را نصيب بسكتبال ايران كرد. چهره او را به ياد مي‌آوريم؛ پس از قهرماني بزرگ در جام ملت‌هاي آسيا و در ژاپن كه روي شانه‌هاي همبازيانش گره بر تور حلقه‌هاي بسكتبالي‌ مي‌زد كه خودش آنجا را گلباران كرده بود. دست‌هايش همواره به حالت پرواز در حركت بود و انس و الفتي عميق بين او و توپ و حلقه بسكتبال به وجود آمده بود. آيدين به دوردست‌ها مي‌انديشيد، به المپيك و به درخشش در بزرگ‌ترين رويداد ورزشي جهان كه براي رسيدن به آنجا تلاش‌ها و تمرين‌ها كرده بود. همين چند هفته پيش بود كه آيدين در برابر تيم برادرش صمد بازي داشت و چقدر رقابت بين اين دو برادر زيبا و دلچسب بود و حتما اين جدايي براي صمد سخت و دشوار خواهد بود. براي صمد اين روزها و شب‌ها دشوارترين و سخت‌ترين لحظات رقم خواهد خورد چرا كه جدايي از آيدين براي صمد مانند جدايي ماهي از آب است. چه مي‌شود كرد، دست روزگار است و مشيت الهي هر چه بخواهد همان خواهد شد. رفتن آيدين همانقدر كه خانواده نيك‌خواه بهرامي و بخصوص پدر و مادرش را داغدار و غمگين و ناراحت كرد باعث تاسف و تاثر همه علاقه‌مندان به ورزش شد؛ چرا كه ايران در سوگ قهرماني نشسته است كه با چهره‌اي معصوم و خندان از جمع زندگان جدا شده و به دنياي ابديت شتافته است. آيدين رفته است ولي زندگي جاري است و بسكتبال ايران حالا بدون او بايد به حيات خود ادامه دهد. بسكتبال ايران خيلي آرزو داشت با آيدين پابه المپيك پكن بگذارد اما حتما همبازيان او و بخصوص صمد برادر دوست‌داشتني آيدين جاي خالي او را در المپيك پكن سبز خواهند كرد و ياد و خاطره‌اش همواره در اذهان مردم اين آب و خاك زنده و جاودان خواهد بود. روحش شاد .

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 8 دی1386 و ساعت 19:40 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

زمان به مانند بادکنک

یا

حتما مبارک است ....

 

   خیلی مضحک است . گذشت زمان را می‌گویم . نمی‌دانی از کجا آمد و چه کرد و کجا رفت . در شناسنامه‌‌ محمد مهدی عزیزم ، امروز ، را روز تولد نوشتند . کوچک که بودیم برایمان تولد می‌گرفتند . شمع توی کیک می‌کاشتند فوتش می‌کردیم. کلی بچه‌ی جیغو اطرافمان بالا پایین می پریدند . بادکنک دستمان می‌دادند . ما هم زور می‌زدیم تا فوتش کنیم . پر باد که می‌شد یا می‌ترکید یا می‌ترکاندند! بزرگ‌تر که شدیم نه از کیک خبری بود نه از آن بچه‌های قد و نیم قد که الان برای خودشان کسی شدند . تنها چیزی که هنوز هم دستمان است آن بادکنک است که هر روز بادش می‌کنیم و شب که می‌شود می‌ترکانیم! این بادکنک‌ها که از ما خسته نمی‌شوند ، ما چه؟ ما هم از این بازی راضی هستیم؟ باید بگویم من هنوز دارم فوت می کنم ، تا بادکنک باد کنم! نمی‌دانم چند روز ، چند ماه یا چند سال؟ فقط می‌دانم تا وقتی صبح چشمانم را باز می‌کنم و بادکنک بالای سرم می‌بینم باید به این بازی ادامه دهم .

 

امروز روز خجسته‌ای است . 4 دیماه 1386 خورشیدی مطابق با 25 دسامیر 2007 میلادی .

تولد مسیح ، ایزاک نیوتن و روز عزیزترین دوستم جناب محمد مهدی میر محمدی .... پس مبارک است .