تبليغاتX
pillar

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

همنشینی در جهنم یا زنگ آخر و درگیری های فلسفی

 

بوی ماه مهر

باز آمد بوی ماه مدرسه

بوی بازی های راه مدرسه

 

  دوباره فصل علم آموزی شروع شده و من دوباره درگیر این هستم که این درس و مشق کی می خواهد تمام بشود . دوباره این سوال برایم به وجود آمده که چرا رفتم دانشگاه ؟!! حالا که بیرون آمدم چه کار می خواهم بکنم ؟!! درس چقدر برایم فایده داشته و از این حرف ها . اصلا این موقع که می شود ، به فلسفه درس خواندن شک می کنم . یاد روزهای پر دلهره مدرسه می افتم . روزهای پر از کابوس مدرسه هایی که هیچ کدامشان شبیه مدرسه های توی کارتون نبود : ناظم های سیبیلو با آن خط کش های 50 سانتی فلزی شان و دانش آموزانی که همیشه نگران نمره انضباط هستند ، نگران اخراج و تنبیه . خبرچین هایی که ناظم دوستشان دارد و بچه درس خوان های خودشیرینی که همیشه ردیف اول می نشینند و خسیسی شان می آید سر زنگ املا پاک کن قرض بدهند به آدم . زنگ تفریح هایی که همیشه با اضطراب می گذرد ، با کابوس ننوشتن جریمه ها و امتحان  زنگ بعد .... . کلاس هایی که معمولا  دوزار نمی ارزد برای آدمی که نمی داند چرا باید 12 سال 6 صبح از خواب بیدار شود و برود مدرسه . نمی داند برای چی و برای کی ؟!!!!

  این جور موقع ها می روم توی کلاس سوم ب طبقه دوم آن ساختمان خاکستری حوالی میدان پارس : تکیه دادم به پنجره یخ زده ، لپم قرمز می شود ، وقتی این کار را می کنم . سهراب رفیق قدیمی ام ، کنار سطل آشغال یک لنگه پا ایستاده ، دوباره جریمه اش کردند ، مجله خواندنی هایش  هنوز توی جامیزی باز است . همان جایی که بهرام شاگرد اول کلاس دارد آشغال تراشش را خالی می کند ... . درس می دهد معلم به در و دیوار و نیمکت ها و من گوشه میز یادگاری می نویسم : زنگ آخر !!!!! .  و الان سال هاست که منتظرم زنگ آخر برسد . وقتی که دیگر دلهره درس پس دادن نداشته باشم . این اتفاق بالاخره می افتد ، اما من مطمئنم آن موقع هم فلسفه این باید را هنوز نفهمیدم .... .    

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 31 شهریور1386 و ساعت 15:34 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعای روز نهم ماه رمضان

اللهمّ اجْعَلْ لي فيهِ نصيباً من رَحْمَتِكَ الواسِعَةِ واهْدِني فيهِ لِبراهِينِكَ السّاطِعَةِ و خُذْ بناصيتي الى مَرْضاتِكَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِكَ يا أمَلَ المُشْتاقين.

خدايا در اين ماه، بهره اى از رحمتِ بيكرانت برايم قرار بده
و در آن به راه‌هاى درخشانت راهنمايي‌ام كن
و عنانم را به سوى رضايتِ همه جانبه‌ات در اختيار بگير،
به محبت خودت اى آرزوى مشتاقان.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 30 شهریور1386 و ساعت 16:2 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

شاعر مردم و کوچه

 

 

پشت این نقاب خنده، پشت این نگاه شا د  / چهره خموش مرد دیگری است  / مرد دیگری که سالهای سا ل  / درسکوت و انزوای محض  / بی‌امید بی‌امید بی‌امید زیسته / مرد دیگری که پشت این نقاب خنده  / هرزمان به هربهانه / با تمام قلب خود گریسته

 

فردا سالروز تولد شاعري است که مي توان او را از پرخواننده ترين شاعران معاصر فارسي دانست. اين شاعر از جمله شاعران موفق نيمايي است که آثارش توسط هر دو گروه خوانندگان عام و خاص مورد توجه قرار گرفته است. شعر «کوچه» او توسط خوانندگان متفاوتي خوانده شده و يکي از معدود شعرهاي معاصر است که بسياري آن را از بر دارند.فريدون مشيري که در سال 1379 و در 74 سالگي درگذشت، از همان سال هاي نخست کودکي اش به شعر علاقه خاصي داشت. او در اين سال ها به شعر کلاسيک و به ويژه غزل و مثنوي توجه ويژه يي داشت. کمي بعد مشيري با دستاوردهاي شعر نيما آشنا شد، اما هرگز شعر کلاسيک را فراموش نکرد. آنچه را که در اين ميانه پديد آمد، «نوکلاسيک» ناميدند. دکتر عبدالحسين زرين کوب درباره اين شاعر گفته است؛«با چنين زبان ساده، روشن و درخشاني است که فريدون واژه به واژه با ما حرف مي زند؛ حرف هايي را مي زند که مال خود او است، نه ابهام گرايي رندانه شعر او را تا حد هذيان نامفهوم مي کند و نه شعار خالي از شعور آن را وسيله مريد پروري و خودنمايي مي سازد.»مشيري که در سال 1333 ازدواج کرده، در بسياري از مجلات مطرح ادبي همکاري نزديک داشته که از جمله آنها مي توان به «سخن»، «گشوده» و «سپيد و سياه» اشاره کرد. مهمترين کتاب هاي او «تشنه توفان»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن»، «از خاموشي»، «مرواريد مهر»، «آواز آن پرنده غمگين» و «دلاويزترين» هستند.

 

چقدر حیف است که این شعر زیبای فریدون خان را با هم نخوانیم ، من هم که متولد اول مهر .......

 

چشم صنوبران سحر خيزبر شعله بلند افق خيره مانده بود .

دريا ، بر گوهر نيامده ! آغوش مي گشود .

سر مي كشيد كوه، آيا در آن كرانه چه مي ديد ؟

پر مي كشيد باد، آيا چه مي شنيد، كه سرشار از اميد،

با كوله بار شادي، از دره مي گذشت ،در دشت مي دويد !

هنگامه اي شگفت ،يكباره آسمان و زمين را فرا گرفت !

نبض زمان  و قلب جهان، تند مي تپيد

دنيا ، در انتظارمعجزه ... :

 

 

مجموعه اشعار فريدون مشيري

http://www.iranactor.com/belles/MOSHIRI/default.htm

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 14:16 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعای روز هشتم ماه رمضان

 

اللهمّ ارْزُقني فيهِ رحْمَةَ الأيتامِ و إطْعامِ الطّعامِ و إفْشاءِ السّلامِ و صُحْبَةِ الكِرامِ بِطَوْلِكَ يا ملجأ الآمِلين.

خدايا ترحّم بر يتيمان
و اطعام مردم
و اظهار سلام
با صدايي رسا و دوستي با كريمان را در اين روز روزيم نما،
به فضل خودت اى پناه آرزومندان.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 14:12 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

آیا من همین آدم بدبختی هستم که می بینید ؟!!!

 


ماشینیست رو امروز برای هشتمین بار دیدم. Christian Bale توی این فیلم شخصیت خیلی خیلی جذابی داره برای من . بطور احمقانه ای فک می کنم شبیه خودمه . برخوردهاش- زندگی کردنش- افکار مالیخوئیاییش- توهماتش و از همه مهمتر تمایل عجیبی که مثل من به اذیت کردن خودش و درگیر کردن خودش با هر چیزی داره...

 

 

 

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Machinist

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 16:57 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

وقتي دوربين چي هاي تلويزيوني را مي بينيد ، نگران نشويد و دل تان براي مصاحبه و حرف هايي که بايد بزنيد شور نزند (به عکس نگاه کنيد ؛ کاغذ زير دوربين) آنها فکر همه جا را کرده اند و حرف هايي را که بايد بگوييد برايتان نوشته اند. فقط بايد چند بار از رويش بخوانيد تا مشکل توپوق زدن تان حل شود، هر چند که توپوق زدن و من و من کردن مي تواند ماجرا را طبيعي جلوه دهد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 16:30 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعای روز هفتم ماه رمضان

 

اللهم اعني فيه علي صيامه و قيامه، و جنبني فيه من هفواته و آثامه، و ارزقني فيه ذكرك بدوامه، بتوفيقك يا هادي المضلين


خدايا! در اين ماه و روز مرا به روزه گرفتن و شب زنده داري ياري فرما، و مرا در اين ماه و روز از لغزشها و گناهانش دور گردان، و در اين ماه و روز، ذكر و ياد دائمي و بي وقفه را روزي ام فرما، به حق توفيق بخشي ات اي خداوندي كه راهنماي گمراهان هستي

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 16:29 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

تصوير شما روی ماه

 



   اگر شما می‌توانستيد يک تصوير و يک پيام به ماه بفرستید، انتخابتان چه بود؟ اين سؤالی است که مؤسسه غيرانتفاعی «جايزه ايکس»، مؤسسه‌ای که متعلق به «انوشه انصاری» فضانورد ايرانی‌الاصل است،
 از همه خواسته تا به آن جواب دهند. اين مؤسسه پیشتر جايزه‌ای ۱۰ ميلیون دلاری به نام «جايزه ایکس انصاری» بنیان نهاده بود. جايزه «ايکس انصاری» به نخستین فضاپيمای خصوصی تعلق می‌گرفت که طی دو هفته، دو بار به ارتفاع ۱۰۰ کيلومتری زمين سفر کند. چهار تيم از هفت کشور، در این رقابت شرکت کردند و فضاپیمای «اسپيس شيپ وان» با پروازهای موفقش در هفتم و دوازدهم مهر ۸۴ برنده مسابقه شد.

حالا اين مؤسسه به موازات برگزاری مسابقه‌ای جديد، اعلام کرده که طی برنامه‌ای موسوم به «برنامه ميراث ماه» تصاوير و پيام‌های عمومی را در قالب يک دی‌وی‌دی به ماه خواهد فرستاد.

اين ایده از يک عکس خانوادگی متعلق به «چارلز دوک» که در آوريل ۱۹۷۲ گرفته شده، وام گرفته شد. زمانی که دوک به سطح کره ماه رفت. يکی از وسايل شخصی او عکسی خانوادگی بود که نوشته‌ای در پشت آن خودنمايی می‌کرد. اين عکس یه يادگار روی کره ماه ماند و پس از ۳۵ سال تنها يادبود چندرسانه‌ای بشر روی کره ماه است.

اکنون هر کسی با اهدای ۱۰ دلار به مؤسسه «جايزه ايکس» می‌تواند یک عکس ديجیتالی با حجم يک مگابايت با حفظ موازين اخلاقی و حق کپی‌رایت به همراه يک پيام کوتاه در اين دی‌وی‌دی داشته باشد. همه پيام‌ها و تصاوير در يک دی‌وی‌دی ۱۷ گيگابایتی دولايه و دورو توسط فضاپیمای برنده مسابقه، روی کره ماه قرار خواهد گرفت. تعداد دی‌وی‌دی‌های ارسالی به تعداد تصاوير بستگی خواهد داشت. پيام‌ها در وب‌سایت اختصاصی «گوگل لونار ايکس پرايز» بارگذاری می‌شوند. کاربران علاوه بر توانایی ويرايش پيام‌های شخصی خود می‌توانند تصاوير دیگران را مشاهده کنند.

 

”ما مطمئن هستيم که تيم‌ها از همه جای دنيا، برای گسترش فناوری جديد روبوتک و حضور مجازی تلاش خواهند کرد که به طور چشمگيری باعث کاهش هزینه اکتشافات فضايی خواهد شد. 

دکتر پيتر اچ. دايمانديس، مدير مؤسسه «جايزه ايکس»

 

«سارا اون» معاون اين مؤسسه عقیده دارد که برنامه ميراث ماه، به رقابت کمک خواهد کرد و انگيزه‌ای عمومی فراهم می‌آورد. در برنامه مشابهی که سازمان فضايی آمريکا (ناسا) در گذشته برگزار کرد تا يک آلبوم طلای چندرسانه‌ای را توسط ماهواره «مسافر» (Voyager) به فضا ببرد، جایی برای مشارکت عمومی در نظر گرفته نشد. بر خلاف پروژه ناسا، اين بار همه مردم فرصت دارند تا تصاویر دلخواهشان را به ماه بفرستند. فرصتی که «یک بار برای همیشه» نیست و اگر برنامه ریزی های این مؤسسه به نتیجه برسد، باز هم تکرار خواهد شد.



چه کسی عکس مرا جابه‌جا خواهد کرد؟


 

جایزه  30 میلیون دلاری:

جايزه بزرگ ۲۰ ميلیونی: برای تيمی که روبوتی را بر سطح کره ماه بنشاند. این روبوت بايد ۵۰۰ متر روی سطح کره ماه حرکت کرده و پس از ارسال تصاوير باکيفيت از سطح کره ماه، به زمين برگردد.
مهلت: ۳۱ دسامبر ۲۰۱۲. در غير اين صورت ۱۵ ميلیون دلار. مهلت: ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴

 

جايزه دوم ۵ ميليونی: برای تيمی تعلق می‌گيرد که بتواند تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ کارهای فوق را دوباره انجام دهد.پاداش ۵ ميليونی: برای تيمی است که مأموريت‌های اضافه‌ای را انجام دهد. مثلاً مسافتی بيش از ۵ کيلومتر بپیمايد، از يک ساخته دست بشر عکس‌برداری کند (مانند سخت‌افزار آپولو)، آب يا يخ بيابد يا مدت یک شب قطبی قمری (تقريباً ۱۴.۵ روز زمینی يا نيم ماه قمری) در ماه اقامت کند.

 

 شرکت گوگل و مؤسسه «جايزه ايکس» در مسابقه جدید خود، به نخستین تيم آماتور که يک روبوت را روی سطح کره ماه فرود آورد، جايزه‌ای معادل سی ميليون دلار اهدا می‌کنند.این جايزه نفيس باعث می‌شود تيم‌های بيشتری تلاش کنند تا به ماه برسند و شانس رسيدن بسته چندرسانه‌ای مذکور به ماه افزايش خواهد یافت. برنامه فعلی اين است که نيمی از پول‌های اهدا شده به «برنامه ميراث ماه» به تيم‌های شرکت‌کننده اختصاص داده شود و نيم دیگر صرف هزينه آموزش و توسعه اين برنامه شود. سال گذشته در چنين روزهایی (۲۳ شهریور ۸۵) انوشه انصاری توانست به عنوان نخستين فضانورد ايرانی، نخستين زن و چهارمين نفری که هزينه سفر فضايی خود را پرداخت کرده، به فضا سفر کند. سايوز 9، فضاپیمای حامل وی پس از قرار گرفتن در جو زمين، با موفقيت به ايستگاه بين‌المللی فضايی ملحق شد و در سحرگاه ۷ مهر ۱۳۸۵ همراه با دو تن از فضانوردان ايستگاه بين‌المللی فضايی به زمين بازگشت.

 

 

 

سايت اختصاصی جايزه ايکس قمری گوگل

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 13:34 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

کاتالونيا ميهمان پنجاه و نهمين دوره نمايشگاه کتاب فرانکفورت

 

 

پنجاه و نهمين دوره نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت در فاصله يک ماه مانده به برگزاري، برنامه هاي خود را به طور کامل اعلام کرده و دنياي نشر، خود را براي استقبال از اين مهمترين رويداد حوزه کتاب جهان آماده مي کند. روز گذشته خبرگزاري هاي معتبر از حضور نويسندگان کاتالونيايي به عنوان ميهمانان امسال نمايشگاه فرانکفورت خبر دادند. از سوي ديگر، اين نمايشگاه در سال جاري با وسعت دادن به فضاي کاري خود، ناشران بيشتري را در برخواهد گرفت و اين نکته در شرايطي روي مي دهد که هنوز هيچ خبر رسمي از سوي نهادهاي مرتبط در مورد حضور ناشران ايراني براي حضور در اين دوره نمايشگاه کتاب فرانکفورت مخابره نشده است.حضور ناشران ايراني در سال هاي گذشته همواره با دلسردي توأم بوده است، چرا که ناشران دولتي به طور معمول رغبت چنداني براي معرفي آثار خود ندارند و ناشران خصوصي نيز به دليل عدم پذيرش قانون کپي رايت از سوي ايران، نفعي براي حضور خود در اين نمايشگاه نمي بينند، چرا که نمايشگاه کتاب فرانکفورت، برخلاف نمايشگاه کتاب تهران کتابفروشي را در سرلوحه کار خود ندارد و بيشتر محلي است براي ديدار ناشران، نويسندگان و ساير اهالي شخصيت هاي صنعت کتاب تا ضمن ديدار با هم حقوق مادي و معنوي کتاب را با يکديگر رد و بدل کنند.پنجاه و نهمين دوره نمايشگاه کتاب فرانکفورت از دهم تا چهاردهم اکتبر (18 تا 22 مهرماه) برگزار مي شود و فضاي آن به نسبت سال گذشته 30 درصد افزايش يافته است، به اين ترتيب که امسال 7هزار و 300 شرکت کننده از سوي 110 ناشر در نمايشگاه حضور مي يابند و فضاي نمايشگاه نيز به صد و هفتاد هزار متر مربع افزايش يافته است. به گفته مدير نمايشگاه فرانکفورت بيش از هزار نويسنده در اين نمايشگاه شرکت مي کنند که برخي از آنها از جمله کاترينا هکر، کيوان دساي، اورس ويدمر، اوه تيم و يان مک ايان از برجستگان ادبيات معاصر به حساب مي آيند. از سوي ديگر، دويست نويسنده کاتالونيايي نيز در نمايشگاه امسال شرکت مي کنند و اين حضور از آن رو است که مسوولان نمايشگاه فرانکفورت، اين منطقه خودمختار را امسال ميهمان جشن بزرگ ادبي شان کرده اند. در سال هاي گذشته کشورهايي از جمله هند و روسيه ميهمان هاي افتخاري فرانکفورت بودند.

يکي ديگر از اخبار جالب نمايشگاه فرانکفورت امسال که همچون سال هاي گذشته پذيراي نويسندگان، ناشران، کتابفروشان، دست اندرکاران کتابفروشي ها، خبرنگارها و کتابخوان هاي حرفه يي است، آزاد شدن کشيدن سيگار در فضاي اين نمايشگاه فرهنگي است. از سويي ديگر، امسال چند کشور نيز حضور گسترده يي در نمايشگاه دارند که يکي از آنها چين است که حضورش در نمايشگاه امسال 30 درصد افزايش داشته است. اين نکته نيز با اعتراض برخي از ناشران همراه بوده، چرا که چين يکي از کشورهايي است که در مورد رسانه هاي الکترونيکي، چندان پايبند کپي رايت نيست و در نمايشگاه کتاب فرانکفورت، علاوه بر فروش حقوق کتاب هاي چاپي، خريد و فروش کپي رايت کتاب هاي الکترونيکي نيز در جريان خواهد بود. پرو و نيکاراگوئه نيز بعد از چندين سال، در اين دوره شرکت مي کنند. يکي از موضوعات محوري در نمايشگاه کتاب فرانکفورت امسال، بحث متون و آموزش ديجيتالي است. نقش اين رسانه ها به عنوان رقيب متون چاپي مرکز اين بحث ها خواهد بود.کارشناسان و مسوولان نمايشگاه اميدوارند که امسال نيز نمايشگاه با استقبال روبه رو شود. سال گذشته 300 هزار نفر از اين رويداد بزرگ فرهنگي ديدن کرده بودند.

 

راز 60 ساله تونل هاي فرار

 

 

کشف ده ها تونل زير زميني از خطراتي که زندانيان براي رهايي از دست نازي ها به جان مي خريدند پرده بر مي دارد. فرار از زندان هاي مخوف نازي ها چنان غير ممکن بود که همواره از آن با عنوان فرار بزرگ ياد مي شد.باستان شناسان لهستاني در حفاري هاي خود با شکل اتفاقي موفق به کشف 100 تونل مخفي براي فرار از زندان هاي نازي ها شده اند. در گذشته تنها سه تونل تام، ديک و هري که به فيلم ها راه يافته بودند بسيار مشهور بود اما اين روزها تونل هاي جالب تر و خطرناک تر روي خود را به نسل امروز نمايانده است.اين کشفيات نشان مي دهد که زندانيان متفقين که ريچارد اتنبرو و استيو مک کويين در فيلم فرار بزرگ نقش آنها را ايفا کرده اند هيچ گاه حاضر به پذيرفتن شرايط خود نبوده و هميشه در تلاش براي رقم زدن آينده يي متفاوت بوده اند.زندانيان که اکثر آنها را افسران جوان نيروي هوايي تشکيل مي دادند به خوبي مي دانستند اگر هنگام فرار دستگير شوند چيزي جز اعدام در انتظارشان نخواهد بود.در مارس 1944 از 76 زنداني که در تلاش براي فرار کردن از زندان هاي نازي ها بودند تنها سه نفر موفق شدند خود را نجات دهند. بقيه آنها بلافاصله دستگير و توسط گشتاپو اعدام شدند.نگهبان ها موفق به کشف سه تونل شدند. تام و هري زندانيان را به ساختن تونلي تشويق کرده بودند که آنها را تا دل جنگل راهنمايي مي کرد. جنگل براي اين زندانيان پوشش قابل اعتمادي به حساب مي آمد و آنها را از خطر دستگير شدن دور مي کرد. با اين وجود براي بيش از 60 سال تعداد تونل هاي فراري که به دست زندانيان ساخته شده بود نامعلوم ماند تا اين که باستان شناسان دانشگاه کلي و کالج لندن از رادارهاي زميني خاصي براي کشف آنها بهره گرفتند.دانشمندان در حال خارج کردن بقاياي تونل ديک هستند. آنها پس از کشف راه ورودي اين تونل به کمک رادارها موفق شدند از اسرار اين تونل بي نهايت معروف پرده بردارند.آنها از داخل اين تونل بقاياي يک کت، تکه پاره هايي از کتاب آموزش زبان آلماني، يک مسواک، و چند تيله پيدا کردند.زندانيان از قوطي هاي خالي شده شير براي ايجاد يک مسير تهويه ابتدايي در تونل ها استفاده مي کردند.پيتر دويل يکي از زمين شناساني که از اين تونل بازديد کرده بيان داشت به احتمال زياد حدود هزار نفر بايد براي ساخت اين تونل با هم همکاري کرده باشند.او گفت؛ «ساخت اين تونل قدم بسيار بزرگ و سختي بود. ما موفق به کشف تونل هاي متفاوتي شده ايم که همه آنها بسيار عميق و با دهانه يي پهن هستند تا امکان فرار عده زيادي را فراهم کنند. البته تعدادي از تونل ها بسيار کوتاه تر هستند که به نظر من گزينه هاي موفق تري براي فرار به حساب مي آيند. ساخت اين تونل ها يک نوع مبارزه مخفي عليه آلماني ها به حساب مي آمده است.»

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 13:28 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعاى روز ششم ماه مبارك رمضان

 

اللهمّ لا تَخْذِلْني فيهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِيتِكَ و لا تَضْرِبْني بِسياطِ نَقْمَتِكَ و زَحْزحْني فيهِ من موجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنّكَ و أياديكَ  يا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبينَ.

خدايا مرا در اين روز به خودم وا مگذار تا دچار نافرمانيت شوم
و با تازيانه كيفرت مرا عذاب مكن
و اسباب و عوامل خشمت را از من دور ساز،
به‌حق احسان و نعمتهاى بى‌شمارت
اى نهايى‌ترين علاقه و اشتياق مشتاقان

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 13:25 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...

آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟

آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...

آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟

آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...

آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...

آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟

آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...

آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...

آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟

آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...

آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟

آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!

آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!

آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...

آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!

آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!

آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...

آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.

آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...

آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...

آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...

آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نمي خوام، همه‌اش سه نفرند...

آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه مي دونه که با دوست دخترش...

آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه ، قاتل شما هستيد!

آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...

آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...

آخرين کلمات يک گروگان: من که مي دونم تو عرضهء شليک کردن نداری...

آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...

آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...

آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...

آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...

آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!

آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟

آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...

آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 13:32 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

عزيزانم

عمر گران مي گذرد خواهي ، نخواهي

سعي بنا كن نرود رو به تباهي

زمان مي گذرد

بس به كندي براي آنانكه منتظرند

بس به سرعت براي آنانكه هراسانند

بس دراز براي آنانكه اندوهگينند

بس كوتاه براي آنانكه شادمانند

بنابراين عزيزانم

شايد فقط و فقط كسي كه درها را پشت سرش مي بندد مي تواند پنجره اي رو به آينده باز كند .

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 12:51 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له