تبليغاتX
pillar

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

اول این عکس راببینید تا قدر خودتان را بیشتر بدانید . زن اتیوپی یایی و دستان بی غذای فرزندش.....

 

 

دانلود نرم افزار Google Earth

 

 

 

 

طی ماه های اخیر کاربرانی که از کشور ایران قصد دانلود نرم افزار Google Earth را از روی سایت گوگل داشته باشند با پیامی مواجه می‌شوند که به آنها می‌گوید "متاسفیم؛ این محصول در کشور شما قابل دسترس نیست" به نظر می‌رسد گوگل این اقدام خود را بر اساس سیاست‌های تحریمی دولت آمریكا بر علیه ایران انجام می‌دهد. بسیاری از کاربران امکان دریافت و استفاده از  Google Earth را ندارد و در پیامهایشان خواهان دانلود نرم افزار Google Earth را از طریق پرشین ژئو بودند. این دسته از کاربران می توانند این نرم افزار را از طریق لینک زیر دریافت کنند.

 

دانلود برنامه Google Earth 4.1.7087
حجم: 15.00
MB

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 30 مرداد1386 و ساعت 14:8 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

 

 

19    ژوئن 2006 - بنظر می رسد این رنگین کمان از آتش درست شده ، اما این پدیده به سردی یخ است. این منظره کم نظیر ، در 3 ژوئن بر فراز شمال آیداهو در نزدیک سرحدات ایالت واشنگتن بر روی فیلم ثبت شد.این یک رنگین کمان به معنای سنتی آن نیست و توسط عبور نور از میان ابرهای مرتفع سیروس ایجاد شده است . این منظره تنها زمانی رخ میدهد که خورشید در ارتفاع خیلی بالا قرار دارد . ( بیشتر از 85 درجه بالای افق ) .

این پدیده بیشتر از بلورهای یخ شش ضلعی که ابرهای سیروس آن را می سازد ، ساخته شده و بایستی به شکل ورقه های ضخیم با خطوط موازی که تمام وجوه آن را پوشانده ، باشد .هنگامی‌که نور از میان وجه قسمت عمودی نظیر بلورهای یخ وارد میشود و از پائین بیرون می رود ،  نور منکسر شده و منحرف می‌شود همان طوری که نور از یک منشور عبور می‌کند . اگر کریستال‌های سیروس به طور مستقیم به صف کشیده شوند،  سرتاسر ابر تمام رنگ‌ها در یک طیف نور شروع به درخشیدن خواهد کرد .طبق گزارش Daily Mail لندن ، این منحنی ویژه پلی به طول چند صد مایل مربع در آسمان زد و در حدود یک ساعت ادامه داشت .

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 30 مرداد1386 و ساعت 13:50 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

 

 

خدا هنوز قصه مي گويد

{ قصه تولد }

 

شايد / خدا نمي خواست حضورا حضور داشته باشد / از اين جهت بود كه ... /  پدر و مادر را آفريد

 

   قبلا خانه مان توي آسمان هفتم بود . ما با خداجان زندگي مي كرديم . البته خدا چند تا فرشته را براي نگهداري و محافظت از ما مامور كرده بود . هميشه با هم مي خنديديم . شب كه مي شد ، خدا جان ، چند تا ستاره از آسمان مي چيد و توي دست هاي هر كدام از ما مي گذاشت . تازه ، قبل از خواب ، قصه هاي شيرين و آسماني  برايمان تعريف مي كرد و ما اصلا نمي فهميديم كي خوابمان برده . چه لذت بخش بود !! . آغوش فرشته ها ، گهواره ما بود و آنها آنقدر مهربان بودند ، كه ما ، صبح ها اصلا دوست نداشتيم از خواب بيدار شويم . اما چند ماهي بود كه گوش هايم درد مي كرد . آخر سر و صداهاي زيادي از زمين مي شنيدم كه بچه هاي ديگر ، آنها را نمي شنيدند . خيلي ناراحت بودم . به همين دليل ، يك روز كه با خداجان مشغول صحبت و درددل بودم ، به او گفتم : گوش هايم خيلي درد مي كنه . صداهايي از زمين مي شنوم . صداها ، زياد وحشتناك يا بلند نيستند . فقط چون مدام اين صداها را مي شنوم ، گوش هايم درد گرفته اند . وقتي حرف هايم تمام شد ، خدا جان لبخند زد و گفت : بيا برايت يك قصه خيلي قشنگ تعريف كنم . قصه اي كه تا به حال ، هيچ كدام از بچه هايي كه اينجا هستند ، آن را نشنيده اند . وقتي فهميدم قصه اي را كه خداجان مي خواهد تعريف كند ، فقط مخصوص من است ، آنقدر خوشحال شدم كه درد گوش هايم را فراموش كردم . ولي بعد از تمام شدن قصه ، خيلي ناراحت شدم . خداجان با قصه اش به من فهماند كه بايد خودم را براي يك سفر كوتاه آماده كنم . من دوست نداشتم به سفر بروم ؛ آن هم تنهاي تنها . بدون دوستي ، فرشته اي و به دور از خدا !!! . وقتي به تنهايي سفر فكر مي كردم ، زدم زير گريه . خداجان توي گوشم گفت : اصلا ناراحت نباش !! تو تنها نيستي . دو فرشته خيلي مهربان هميشه كنارت هستند . شب ها برايت قصه مي گويند . با تو بازي مي كنند . با هم به گردش مي رويد ؛ از همه مهمتر ، به تو ياد مي دهند كه هر وقت دلت گرفت ، چطوري با من صحبت كني ؟!! فقط بايد چند نكته مهم در يادت بماند . اول اينكه فراموش نكني من ، هميشه پيش تو هستم ؛ هميشه . دوم اينكه بايد سعي كني هميشه كارهاي خوب انجام بدهي ، تا وقتي كه از سفر برگشتي ، دوباره بتوانيم با هم خوب و صميمي باشيم . چشم هايم پر از اشك شده بود . بلافاصله بعد از خداحافظي با فرشته ها و دوستانم ، به پايين افتادم . خيلي ترسيده بودم .وحشت سراپايم را فرا گرفته بود . مي لرزيدم و بلند بلند گريه مي كردم . گريه اي از ته دل . به خاطر جدايي از همه آن خوبي ها و پاكي ها و قشنگي هايي كه در كنار خدا ، نصيبم بود و حالا ، از آنها جدا شده بودم .... . اما وقتي يكي از دو فرشته زميني ، من را در آغوش گرفت و به رويم خنديد و حتي وقتي فرشته ديگر در چشمانم خيره شد و من برق عشق و محبت الهي را در عمق آن ديدم ، آرام شدم ، آرام آرام .... . و خب آرامش واقعي ام ..... ، زماني بود كه فرشته اول ( كمي بعد متوجه شدم كه نام زميني اش مادر است ) من را به تخت خوابي{ تركبيبي از چوب گردو با روگشي از چرم سفيد } كه در اتاقم قرار گرفته بود منتقل و شروع به خواندن لالايي كرد و خب ديدم كه فرشته ديگر ( به نام پدر { هر گونه مشابهت با فيلم آن مرتيكه كه پا تو كفش جناب ... مي كنه و اسمش ابراهيم حاتمي كيا است را به سرعت رد مي كنم} )  مشغول تحويل گرفتن سري 24 تايي هواپيماهاي مدل و اسباب بازي ، مجموعه كتابهاي تاريخ تمدن ، فلسفه ، هنر ، ..... بود و با يك صداي مادر سريع خودش را به ما ملحق كرد . آن وقت بود كه حس كردم ، هنوز خداجان برايم قصه مي گويد و من به زباني كه هيچ كس جز من و خودش نمي فهميد فرياد زدم : خداجان امشب خانه ما مهماني ، دير نكني ها .....

 

سيدعمادالدين قرشي

 28 مرداد 1386 خورشیدی

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 28 مرداد1386 و ساعت 10:4 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

بيسكويت بی مادر

 

 

 


ساعت هفت و ۳۰ دقيقه است و کارخانه ويتانا سوت و کور است. کارخانه ای با بيش از شش هکتار وسعت که در کيلومتر هفت جاده قديم کرج و در خيابان خليج جای گرفته است. کارخانه خالی است و درهای بزرگ آهنی همه بخش ها با قفل های بزرگ بسته شده. درهايی که رنگ سفيد آن ها به سياهی می زند.

در گوشه و کنار کارخانه، تابلوهايی وجود دارد که کج شده اند. سطح آسفالت کارخانه با برگ درختان گردو و گردوهای سبزی که ماه هاست کسی آن ها را از روی زمين برنداشته و درگذر زمان سياه شده اند، پوشيده شده. کارخانه ويتانا که توليد کننده بيسکويت مادر قديمی ترين بيسکويت ايران است ۱۳ ماه پيش، بعد از ۴۸ سال توليد بيسکويت تعطيل شد.آخرين بيسکويت مادر در اين کارخانه ۱۰ خرداد ۸۵ توليد شده و بعد از آن کارخانه تعطيل و کارگران خانه نشين شدند.کارخانه ای با چندين بخش مختلف، زمين فوتبال چمن، تصفيه خانه آب،دستگاه هايی برای توليد يخ برای اينکه کارگران آب خنک بخورند و موتور برقی که به گفته يکی از کارگران بی کار شده، در صورت قطع برق سراسری می توانست علاوه بر برق کارخانه، نياز بيمارستان شماره ۲ که پشت کارخانه قرار دارد را هم تامين کند.


«ويتانا» در سال ۱۳۳۷ توسط برادران تهرانچی راه اندازی شده است.

 

غلام عباس خدابخشی که ۳۰ سال در خيابان خليج کار می کرده و از روزهای اولی که کارخانه ويتانا راه اندازی شده است هر روز از کنار کارخانه عبور می کرده، در مورد روزهای ابتدايی کارخانه می گويد: «به اتوبان های حالا که کنار کارخانه است نگاه نکنيد. اينجا همه بيابان بود. خيابان ها همگی خاکی بودند. از آن روزها خيلی گذشته، يادم هست تازه درخت های پارک شهر تهران را کاشته بودند.«برادران تهرانچی که از پولدارها و مشهوران آن زمان تهران بودند از آلمان و انگليس دستگاه های بيسکويت سازی آوردند و کارخانه را سر خيابان خليج راه انداختند. شصت، هفتاد کارگر بيشتر نداشتند. بوی خوشی را هر روز در بيابان های خليج راه می انداختند که نگو. روزی چند دقيقه جلوی کارخانه می ايستادم و از بوی خوش بيسکويت لذت می بردم.»


بيسكویتی كه بايد زير دندان شكسته شود

 

 

مرد ۷۰ ساله که بيسکويت مادر را خيلی دوست دارد حرف خود را ادامه می دهد: «دوستانی داشتم که در کارخانه کار می کردند و هميشه از آن جا برايمان تعريف می کردند. آن روزها تازه بيسکويت مادر آمده بود. کلی مشتری داشت. هر روز وقت رفتن خانه از جلوی کارخانه برای بچه هايم بيسکويت مادر می خريدم. خيلی زود کارخانه رونق گرفت و کم کم بزرگ شد و محصولاتش هم متنوع تر.» بيسکويت مادر برای خيلی ها يک حس خاص دارد. حسی که چند نسل است آن را تجربه می کنند.

 


برادران تهرانچی که بعد از انقلاب کارخانه ويتانا را رها کرده و از ايران رفتند، از ابتدا به دنبال ايجاد علاقه مشتريان خود بوده اند. آن ها يک جمله معروف داشتند: «بيسکويت مادر بايد به راحتی با دندان شکسته شود و با آب دهان نرم شود.» علی محمدی، پزشک عمومی ۳۵ ساله که خود از دوران کودکی بيسکويت مادر می خورده می گويد: «بيسکويت مادر يک مکمل کامل غذايی است که پيشنهاد می شد همه افراد مصرف کنند. حتی پزشکان کودک به مادران توصيه می کردند از ۶ ماهگی به همراه شير به نوزادان خود بيسکويت مادر بدهند.» او می گويد: «بيسکويت مادر من را ياد دوران کودکی می اندازد.» همين کيفيت، طعم و حسی که افراد مختلف از بيسکويت مادر به ياد دارند، باعث شده بود که اين محصول با گذشت ۴۸ سال از زمان شروع توليد به گفته احمد تدين، يکی از فروشندگان عمده مواد غذايی در بازار تهران «هميشه در صدر فروش» جای داشته باشد.

 
تدين می‌گويد:«بيسکويت مادر هميشه پر فروش بود. هفته ای ۱۰۰ تا کارتون ۱۰۰ تايی می فروختم و الان که چند ماه است کارخانه تعطيل شده باز هم خيلی از مغازه دارها که نمی دانند کارخانه بسته شده به دنبال بيسکويت مادر می آيند.» او می‌گويد: «در حال حاضر چند شرکت سعی کرده اند بيسکويت های مشابه با نام های «فينگلی»، و«بچه» توليد کنند اما هيچ کدام موفق نبوده اند.» يکی ديگراز عمده فروشان مواد غذايی هم که در خيابان مولوی مغازه دارد می‌گويد: «شرکت ويتانا که همه آن را با بيسکويت مادر می شناسند هيچ وقت مشکل فروش نداشت. بيش از ۳۰ محصول مثل نان سوخاری را کنار بيسکويت مادر توليد می کرد و هميشه هم مشتری های بسيار داشت. اما هيچ کس نفهميد چرا بسته شد.»

 
عبدالله نور اشرف، رئيس انجمن اسلامی کارگران شرکت ويتانا به اين سوال پاسخ می دهد: «شرکت سهامی البرز که از سال های بعد از انقلاب به بنياد 15 خرداد واگذار شده، با مجوز
 شورای عالی کار که وزير کار رياست آن را برعهده دارد، به بهانه بازسازی و نوسازی، کارخانه ويتانا را برای چند ماه تعطيل کرد.

«قرار بود بعد از چند ماه کارگران در يک کارخانه جديد کارکنند. اما بعد از گذشت ۱۳ ماه هنوز حتی يک پيچ هم به کارخانه وارد نشده است. به کارگران هم زنگ زده اند که بيايند خودشان را باز خريد کنند.» او می‌گويد: «آن ها قصد دارند کارخانه را که بيش از۲۰ ميليارد تومان سرمايه دارد بفروشند. کارخانه ويتانا خيلی مشهور است فقط آرم اينجا بيش از پنج، شش ميليارد تومان ارزش دارد.»



يکی ديگر از کارگران کارخانه هم که ۱۲ سال سابقه کار دارد، می گويد: «۲۶۰ کارگر کارخانه، نگران امنيت شغلی خود هستند. تا حالا به هرجايی که فکرش را بکنيد نامه نوشته ايم ولی هيچ خبری نيست. به خدا اين کارخانه حيف است همه ويتانا و بيسکويت مادر را می شناسند.» او می گويد:«شرکت ما هيچ وقت با مشکل مالی مواجه نبوده، هميشه چرخش چرخيده و سود دهی بالا داشته است اما می خواهند آن را ورشکسته اعلام کنند.» اما در مقابل گفته های کارگران و مردمی که بيسکويت مادر را دوست دارند و آن را«طعم کودکی» می دانند، مسئولان شرکت سرمايه گذاری البرز هيچ پاسخی نمی دهند و فقط می گويند کارخانه مشکلات خود را داشته است. کارخانه ای که سالها با اين شعار تبليغ می شد که «مهر مادر، شير مادر، بيسکويت مادر»، حالا 13 ماه است که تعطيل شده و هنوز مردمی که با طعم بيسکويتش خاطره دارند، از سرنوشتش باخبر نشده اند.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 26 مرداد1386 و ساعت 18:5 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

نمونه ای از پاسخ دو دانش آموز به برگه های امتحانی شان ....

 

 

عجیب‌ترین نوار دنیا

 

یک تکه کاغذ بردارید، آن را نیم دور بپیچانید و دو انتهای آن را به هم بچسبانید. موجود ساده ای که ساخته اید، کلی خاصیت های عجیب و غریب دارد.

 


با راست کلیک کردن روی تصویر و انتخاب
New Display می توانید تصویر بزرگتری ببینید.

 

مثلا حتما می دانید که اگر سر و ته یک نوار را بدون پیچش به هم بچسبانیم، یک استوانه مانند ساخته میشود که اگر آن را از وسط ببریم، دو تکه میشود. اما اگر همین کار را روی این نوار عجیب انجام دهیم یک تکه باقی میماند و تنها طولش دو برابر می شود .

 

برای اینکه با خاصیت های دیگر این موجود آشنا شوید چند تکه کاغذ و چسب نواری و قیچی بردارید و سعی کنید جواب این سوالات را پیدا کنید. به کمک جواب این سوال ها تردستی های زیادی طراحی شده است. شما هم می توانید به کمک آن ها دوستانتان را به تعجب وادارید.

 

فرض کنید قبل از آنکه دو سر نوار را به هم بچسبانیم، به جای یک بار، دو بار آن را بپیچانیم و بعد از وسط ببریم. چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 اگر نوار را سه، چهار، پانزده ....   بار بپیچانیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه فرقی بین عددهای زوج و فرد هست؟


راهنمایی

 

 

 اگر به جای یک برش از وسط نوار دو برش به فاصله یک سوم از لبه ها بزنیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ 

 

راهنمایی

 

 

این موجود را Augustus Mobius ریاضیدان و منجم آلمانی در سال 1858 کشف کرد و به همین خاطر نام آن را نوار موبیوس گذاشتند.. خاصیتی که در این نوار توجه موبیوس را جلب کرد، یک طرفه و یک لبه بودن آن بود. این نوار عجیب تنها یک رو دارد، یعنی یک مورچه که در نقطه ای از یک نوار موبیوس کاغذی ایستاده می تواند بدون رد شدن از لبه کاغذ به پشت آن نقطه (در سمت دیگر کاغذ) برسد. در حقیقت این نوار اصلا پشت ندارد. این خاصیت را می توانید در نقاشی زیر ببینید. همینطور، لبه این نوار از یک تکه تشکیل شده: یک دایره که روی خودش تا شده است.

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 26 مرداد1386 و ساعت 17:48 |

 

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

ظهور یک زاغ کبود

 

 

 

«جي» مي‌گويد كه واقعا نمي‌داند اين آهنگ ها از كجا به ذهن او مي‌رسند . او آنها را اجراي يك اركستر در ذهن خود توصيف كرده و براي او مثل اين است كه دستورهايي با سرعت نور به ذهن ناخودآگاهش وارد مي‌شود.

يك نوجوان 12 ساله كه به عنوان بزرگ‌ترين نمونه هوش و نبوغ موسيقي در طول دويست سال اخير شناخته شده، مي‌گويد كه آهنگهاي موسيقي تازه، به ذهن او الهام مي‌شود.به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، به نقل از «C.B.S»، «جي گرينبرگ» كه او را جانشين حقيقي «مورتزارت» دانسته‌اند، در عرض مدت كوتاهي مي‌تواند آهنگهايي تازه و پيچيده را بيافريند. وي نام اختصاري «Blue jay» (زاغ كبود) را براي خود برگزيده و علت انتخاب اين نام را به سروصداي فراواني كه اين پرنده از خود توليد مي‌كند، عنوان كرده است.


گرينبرگ مي‌گويد، موسيقي و آهنگ در سر او انباشته مي‌شود و او وادار به نوشتن آنها مي‌شود. اما واقعا چه در سر او مي‌گذرد كه در عرض چند ساعت، آهنگ مربوط به قطعه‌اي به نام «طوفان» را بر روي كاغذ مي‌آورد.«سام زيمان»، آهنگساز و مدرس درباره او مي‌گويد: ما داريم از كسي كه به مورتزارت شبيه است، سخن مي‌گوييم. اين نوجوان در رديف بزرگ‌ترين اعجوبه‌هاي تاريخ موسيقي است.«جي» مي‌گويد كه واقعا نمي‌داند اين آهنگها از كجا به ذهن او مي‌رسند. او آنها را اجراي يك اركستر در ذهن خود توصيف كرده و براي او مثل اين است كه دستورهايي با سرعت نور به ذهن ناخودآگاهش وارد مي‌شود.«ذيمان» مي‌گويد، هرچه درباره جي گفته مي‌شود، يك حقيقت واضح و عيني است و نظر شخصي من نيست. جي مي‌تواند در آن واحد، آهنگسازي كند و بعد يك سونات پيانو را در ظرف 25 دقيقه، درست در مقابل چشمان شما بنوازد، به گونه‌اي كه قطعه نواخته شده، بسيار عالي از آب درآيد.اين روزها بسياري از هم‌سن‌و‌سالان او،‌ آهنگهاي مورد نظر خود را از كامپيوتر دانلود مي‌كنند، اما درباره او بايد گفت كه وي اين آهنگها را از ذهن فعال خود، دانلود مي‌كند. او با استفاده از يك برنامه، نت‌ها را ضبط كرده و بعد به اجرا درمي‌آ‌ورد تا به اين وسيله، كار آهنگسازي وي، سرعت بيشتري پيدا كند.


او از دو سالگي قادر به نوشتن بوده است و در سه سالگي، علاقه زيادي به نوشتن و يادگيري نت‌هاي موسيقي از خود نشان مي‌داد. در ده سالگي، وارد كالج موسيقي «جوييليارد» شد كه در رديف بزرگ‌ترين هنرستانهاي موسيقي جهان به شمار مي‌رود.وي در يازده سالگي در كنار هنرآموزان سال سوم اين هنرستان، به يادگيري تئوري‌هاي موسيقي پرداخت و گفته مي‌شود تا پايان چهارده سالگي، تمام واحدهاي درسي اين رشته را خواهد آموخت.جي مي‌گويد، وقتي آهنگ يا نوايي را از ذهن خود مي‌شنوم، نخست سعي مي‌كنم آن را خوب بشنوم و بعد شروع به زمزمه كردن آن مي‌كنم و اكثرا در هنگام الهام شدن يك آهنگ به ذهنم، ترجيح مي‌دهم كه قدم بزنم، چون همگام با ضربات موسيقي، قدم برمي‌دارم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 26 مرداد1386 و ساعت 17:23 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

 

چهارضلعی خیام- ساکری

 

   چهارضلعی خیام-ساکری (Saccheri quadrilateral) را نخستین بار عمر خیام مورد بحث قرار داد اما در غرب با کارهای ساکری معرفی شد. خیام این چهارضلعی را بیش از هفت سده قبل از ساکری در کتاب «شرح ما اشکل» مطرح کرده است ساکری ریاضیدان ایتالیایی و نویسنده کتاب «اقلیدوس به دور از همه نارسایی ها» در سال ۱۷۷۳ بود.

هندسه‌ای که اقلیدس بنا نهاد بر پنج اصل موضوع (بنداشت) بنا شده است. ریاضیدانان حتا قبل از تدوین این اصول توسط اقلیدس بر سر چهار اصل نخست توافق داشتند اما اصل پنجم از همان دوران تا هنگامی که در اواخر قرن هفدهم با ظهور هندسه‌های نااقلیدسی برای همیشه حل شود مورد مناقشه بود. ریاضی‌دانان تلاش می‌کردند اصل پنجم را که به نظرشان پیچیده می‌آمد با توجه به چهار اصل نخست مانند سایر قضایا اثبات کنند. جیرولامو ساکری تلاش کرد با طرح چهار ضلعی‌یی از طریق برهان خلف این اصل را از چهار اصل قبلی نتیجه بگیرد. او برای اثبات اصل پنجم از روی چهار اصل اول، و بیست و هشت قضیهٔ منتج از آن‌ها، (هندسهٔ نتاری) چهار ضلعی را در نظر گرفت که زوایای A و B قائمه و اضلاع AD و BC برابرند. ساکری با رسم قطر AC و BD و با استفاده از قضایای هم‌نهشتی ساده (از بین بیست و هشت قضیهٔ اول) به آسانی نشان داد که زاویه C و D برابر هستند. بنا بر این سه امکان پیش می‌آید زوایای C و D حاده باشند، قائمه باشند یا منفرجه باشند. ساکری با توجه به اصل دوم اقلیدس که خط را نامحدود می‌داند به ساده‌گی اثبات کرد که حالت منفرجه غیرممکن است. (بعدها ریمان با جایگزین کردن اصل دیگری به جای اصل دوم که خط را محدود اما بی‌کرانه برمی‌شمارد هندسهٔ ریمانی را بوجود آورد.) اما برای اثبات نادرستی حالت حاده دچار دردسر زیادی شد و سرانجام از روی عجز اعلام کرد "فرض زاویهٔ حاده مطلقا غلط است، زیرا که این فرض باذات خط مستقیم ناسازگار است!" در نتیجه تصور کرد توانسته است با کمک برهان خلف اصل توازی را از چهار اصل نخست نتیجه بگیرد. اگر ساکری اینقدر مشتاقانه در جهت اثبات نادرستی فرض حالت حاده تلاش نکرده بود، می‌توانست یک سده قبل از لباچفسکی و بویویی نوعی از هندسهٔ نااقلیدسی که امروز به آن هندسهٔ هذلولوی یا هندسهٔ لباچفسکئی گفته می‌شود را ابداع کند. ساکری مطالعات خود را در کتاب کوچکی به نام "اقلیدس عاری از هرگونه تناقض" منتشر کرد اما این کتاب تا صد و پنجاه سال بعد که ائوجنیو بلترامی آن را دوباره کشف کردن مهجور ماند؛ و این تکرار تاریخ بود زیرا هفت صد سال قبل از ساکری عمر خیام در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس (در شرح "مشکلات" کتاب اصول اقلیدس) به بررسی این چهار ضلعی پرداخت بود و دقیقا همان مسایلی را طرح کرده بود که ساکری طرح کرده است. خیام نیز مانند ساکری سعی کرد نشان دهد این زوایا نمی‌تواند به جز قائمه باشد و تصور کرد از این راه اصل پنجم را به عنوان قضیه‌یی از چهار اصل اول نتیجه گرفته است. خیام و سپس خواجه نصرالدین طوسی این نکته را دریافتند که اگر این زوایا حاده باشد آن‌گاه مجموعه زوایای مثلث ۱۸۰ درجه می‌شود. متاسفانه خیام و طوسی هیچ کدام مطالعات خود را در این زمینه ادامه ندادند. اما به هر حال سهم خیام در طرح این چهار ضلعی برای اولین بار آنچنان بارز است که بعضی از مورخین به این چهار ضلعی چهارضلعی خیام-ساکری نیز می‌گویند  .

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 26 مرداد1386 و ساعت 17:0 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

اتوبوس

 

مي خوردن و شاد بودن ، آيين من است / فارغ بودن ز کفر و دين، دين منست
گفتم به عروس دهر ، کايين تو چيست؟ / گفتا :  دل خرم تو کابين منست

 

   صف مردم استاده در ایستگاه اتوبوس خیابان ... . متجاوز از سی نفر است . از دور چیزی شبیه به اتوبوس نزدیک می شود. اما برای عمده مسافران ایستاده در سرمای آخر زمستانی ، رنگ و چراغ های روشن اتوبوس مشخص می کند که برای خط پولی و کم مسافر است . مسافران ایستاده در سرمای اول اسفند ماه تا 25 دقیقه بعد هم عبور 4 اتوبوس تر و تمیز و خلوت آن خط پولی را مشاهده می کنند . از دور باز هم چیزی شبیه به اتوبوس نزدیک می شود . از چراغ های خاموش و مسافرانی که تقریبا از در آن آویزان شده اند می توان مطمئن بود که متعلق به خط بلیطی و پرمسافر است.دو سه نفری پیاده می شوند و در عوض 30 ، 40 نفری می خواهند سوار شوند . بطور معجزه آسایی  8 ، 7  نفر وارد حجم بی هوای اتوبوس می شوند. پیرمردی نحیف غرغرکنان خود را از در عقب آویزان کرده است و به مسافران بد و بیراه می گوید. خانم میانسالی که به نظر می رسد از سر کار باز می گردد با التماس از همجنسانش می خواهد قدری جابجا شوند ،  این آخرین فرصت او برای نپرداختن هزینه 500 تومانی تاکسی است .

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 15:52 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت 14:5 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 


  تا حالا به این فکر کردی که  نقطه ی آغاز دلدادگی کجاست ؟ حتما تا حالا پیش آمده که دلت بلرزه ؛ گاهی یه نگاه ساده دل آدم را میلرزونه  . بعضی وقت ها هم یه صدای دلنشین و ..... خلاصه اینکه دل آدم اگه بخواد  بلرزه  هر چیزی ممکن آن تلنگر دلدادگی رو بهش بزنه  .... .

اگه احساس می کنی دلت دنباله یه بهونه است که بلرزه یکی رو می شناسم که بد جوری دلارو می لرزونه ... . اگه یکی رو می خوای که همیشه پیشت بمونه کسی هست که در بدترین شرایط هم حضور سبزش آرامت می کنه .... یکی که بدون هیچ منتی عاشقته  .با اینکه بهت احتیاجی نداره هیچ وقت فراموشت نمی کنه ..... .

اگه دلت خراب دلدادگیه ، تو راه شناختن خدا قدم بذار ....  این مهم نیست که چه آدمی بودی ، مهم اینه که الان می خوای چی باشی . بابت گذشته ای که داشتی ترس به دلت راه نده ... آن تو رو همین جور که هستی قبولت داره .... پس همه ی ترس هات رو همین جا بذار و شجاعانه دلت رو خونه معبودی کن که تو راه عشقش رحمت و برکت و امید زندگی تو متحول می کنه ... .

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت 13:45 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

پایان حضور حسنی در برنامه کوله پشتی


به گفته منابعی در صداوسیمای ایران، پخش برنامه کوله پشتی با اجرای فرزاد حسنی به دنبال انتقادهای مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی متوقف شده و مجری دیگری به جای او تعیین شده است.حضور فرزاد حسنی در این برنامه که از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش می شود، متوقف شد و علت آن، بیماری وی عنوان گردید، مسئولان تلویزیون ایران هنوز پایان دادن به کار مجری این برنامه را رسماً تأیید نکرده اند.

 

حتی ظاهر فرزاد حسنی هم مورد اعتراض قرار گرفته است

 

   برنامه کوله پشتی به شیوه ای متفاوت با رویه معمول تلویزیون ایران تولید و پخش می شد، فرزاد حسنی در این برنامه با مسئولان بلندپایه به شیوه ای غیررسمی و با چاشنی طنز مصاحبه های انتقادی می کرد، اما یکی از همین مصاحبه ها که با رئیس پلیس تهران انجام شد، خشم بسیاری از مسئولان بانفوذ ایرانی و همچنین محافل محافظه کار را برانگیخت و سرانجام به کنار گذاشتن آقای حسنی منجر شد.

مصاحبه فرزاد حسنی با سرتیپ احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی تهران در برنامه کوله پشتی در زمانی برگزار شد که پلیس پایتخت ایران طرحی تحت عنوان ارتقای امنیت اجتماعی آغاز کرد که طی آن، به شیوه ای سختگیرانه تر از پیش، با مردان و زنانی که پوشش آنان مغایر با معیارهای جمهوری اسلامی است برخورد می شود.

   فرزاد حسنی در این برنامه که به صورت زنده پخش می شد، انتقادهایی نسبت به نحوه برخورد مأموران انتظامی با مردم مطرح کرد و دو مورد تجربه شخصی خود را روایت کرد.

آن گونه که فرزاد حسنی در برنامه کوله پشتی تعریف کرد، در یک مورد مأموران انتظامی به وی که تنها قصد نشستن در صندلی روبروی پارک ملت تهران را داشته برخورد کرده اند و یکی از آنان دست او را گرفته و گفته: "بیا بریم ببینم ... می ری یا چپ و راستت کنم؟ با توسری ببرمت؟"

فرزاد حسنی سپس در برنامه خود رو به سرتیپ رادان کرد و گفت: "قربونت برم، رفتار رحیمانه، امنیت اجتماعی، سردار رادان، این حرف زدن با دزد و نمی دونم گبر و اینها درسته که می کنن؟ ...".

 

 

آقا ما تو همین اصفهان ... داشتیم می رفتیم، دلستر (آبجوی بدون الکل) توی ماشین بود، [مأمور گفت:] بیا پایین ببینم، به ... چقدر هم آبکی [مشروب الکلی] خریدین، چیکار می کنین؟ ...".

فرزاد حسنی در گفتگو با رئیس پلیس تهران